كیفیت ظهور و بروز گناهان در عوالم مثال
18ولی در قضیه عاشورا یک دفعه ما نداریم و نخواهیم داشت، واقعهای در عالم وجود مثل روز عاشورا که این قدر یک دست باشد نداریم! امام حسین علیهالسّلام در روز عاشورا آمد مطلب را گفت به حد اعلای خودش، اعلایی که مافوق آن وجود نداشت. حبیبش صد در صد، مسلم بن اوثجه صد در صد، حر بن یزید ریاحی صد در صد، همه اینها صد در صد بودند، همه خالص همه پاک! همین حربن یزید آمد توبه کرد، اگر خدا دوباره زندهاش میکرد، دوباره میآمد خودش را میکشت، بار سوم دوباره، زهیر بن قین چه گفت آن شبی که امام حسین علیهالسّلام در خیمه فرمود (فاتخذواه جملا فاتخذوه جملا) از این تاریکی شب استفاده کنید و حرکت کنید و بروید سراغ زن و بچّهتان ما که فردا کشته میشویم بروید زندگیتان را داشته باشید، هر که اهل دنیا است، بفرمایید ما چراغ را خاموش میکنیم که موقع رفتن از ما خجالت نکشید (ان هذا اللیل قد غشیکم فاتخذوه جملا) تا شب به صبح نشده بگذارید بروید زهیر چه گفت! هر کسی بلند شد حرفی زد، زهیر عرض کرد که یابن رسول اللَه ما یک عمری زندگی کردیم حالا باید سر بزنگاه و رسیدن به نتیجه و رسیدن به مقصود، شما با ما این طور صحبت میکنی من اگر جای زهیر بودم به امام حسین علیهالسّلام میگفتم که امام حسین علیهالسّلام خودت را جای ما بگذار چه میگویی؟! بیاییم قضاوت را به خود شما واگذار میکنیم، آدم یک عمری زندگی کند در این دنیا و همان سر بزنگاه، همان سر جایی که خلاصه میخواهند نصیب را بدهند، همان جا امام علیهالسّلام به انسان بگوید برو پی کارت، میشود همچنین چیزی! مگر امکان دارد که انسان آن وقتی که دیگر به گنج رسیده! کلنگ آخر را که زده، دیگر گنج پیدا شد، این همه زحمت کشیده این همه رفت گشت فلان و به این گنج پیدا کنیم و چه کنیم و فلان حالا که به گنج رسیده یک دفعه راهش را بکشد و برگردد؟! این باید خیلی آدم احمقی باشد، خیلی باید فرد نادانی باشد که به این جا رسیده.

