شراکت در أعمال خیر و شر دیگران بهواسطۀ رضایت از آن عمل
10پس بنابراین خوب انسان در نظر مطالب، خوب مطالب را طبقه بندی میکند رتبه بندی میکند و هر مسئلهای را خوب به هر کسی نمیگوید (استُر ذَهَبَک و ذِهَابَک و مَذهَبَک) درست شد ولی کسانی که بودند مثل مرحوم دستغیب مثل مرحوم آقا شیخ صدرالدین و مثل مرحوم علامه طباطبایی رضوان اللَه علیه که البتّه علامه طباطبایی خیلی در آن جلسات نبود، خود مرحوم آقا با ایشان درارتباط بودند و مطالب را با مرحوم علامه طباطبایی در میان میگذاشتند این از جمله مطالبی است که تا به حال جایی گفته نشده و بنده این مطلب را افشا میکنم که آن جریاناتی که در آن موقع بوده مستقیم زیر نظر مرحوم علامه طباطبایی بوده، به واسطه اّتصالی که مرحوم آقا باایشان داشتند و مسائل را با ایشان در میان میگذاشتند، خلاصه و همین طور مرحوم آیهاللَه میلانی، مرحوم آیهاللَه میلانی رحمةاللَه علیه بسیار بسیار مرد بزرگ بسیار مرد بزرگ، من از علامه طباطبایی شنیدم که ایشان فرمودند که: من در آن زمان به غیر از آیه اللَه میلانی، افراد را نمیتوانم به کس دیگری از نظر تقلید ارجاع بدهم، و فرد مورد نظر من آیه اللَه میلانی است، البته آیهاللَه میلانی قبل از مرحوم علامه طباطبایی به رحمت خدا رفتند، آیه اللَه میلانی در همان زمان شاه فوت کردند قبل ازآن حرفها به رحمت خدا رفتند، مرد بسیار بزرگی بود و دور از هوای نفس بود، دور از هوای نفس بود! من این تعریف را نسبت به آیه اللَه میلانی از مرحوم آقا شنیدم و علامه طباطبایی در آن مجلسی که بودند هم این مسئله را با سر تکان دادن تأیید کرده بودند. ایشان خوب یک همچنین افرادی بودند یک همچنین اشخاصی بودند در آن جا.
جابر میگوید که ما با شما هستیم، این معنا یعنی چه؟! یعنی الان در این شرایط ما چگونه میتوانیم خودمان را ارزیابی کنیم، نسبت به موقعیت سیدالشهداء علیهالسّلام و تکلیفی که از ناحیه آن حضرت متوجّه ما باشد ما چگونه خودمان را میتوانیم ارزیابی کنیم این مطلب، مسئلهای است که باید به آن توجّه کرد، آیا آن سرنوشت سیدالشهدا علیهالسّلام هم همان سرنوشت در انتظار ما است؟! خوب که ما که از آینده خبر نداریم چه میدانیم نه شاید نباشد شاید این طور نباشد، ما روشی داریم راهی داریم میرویم و خلاصه به همین وضعیت حالا یا به مرضی یا به تصادفی یا فرض کنید که به سرماخوردگی آنفلوآنزایی از اینهایی که جدیداً درآمده این چیزها خلاصه یک جوری آدم باید آن طرف برود، ولی صبحت در این است که آیا ما نباید در همان جایگاهی قرار داشته باشیم که جابر بن عبداللَه انصاری ١٤٠٠ سال پیش در یک همچنین جایگاهی قرار داشت؟! با وجود این که کربلا را ندید و نتوانست به کربلا بیاید و جریان کربلا را درک کند و در رکاب حضرت شهید بشود، یا نه ما موقعیتمان مثل موقعیت جابر است، عین موقعیت جابربن عبداللَه است، یعنی چه؟

