بررسی وقائع روز عاشورا در دو جنبۀ خیر و شر
9در سلسله طولیه آن معنا ندارد تمام اینها در سلسله عرضیه به حدود مختلفه و به ماهیات و قوالب مختلف هستند ولی در آن رتبه اصلًا نمیتواند بیاید. نمیتواند در آن جا بیاید، درست، مثل این که یک عرض کنم که حضورتان که، هواپیمایی که، این هواپیما فرض کنید که این میزانی که میتواند ارتفاع پیدا بکند، فرض کنید که، خیلی ارتفاع پیدا کند ده کیلومتر است، ده کیلومتر است و بالاتر از او نمیتواند برود، وقتی که برود بالا میایستد، یک خورده بخواهد برود بالاتر موتورهایش خاموش میشود، چون مقدار اکسیژنی که برای آن هواپیما است در آن بالا وجود ندارد، وقتی که برود بالاخاموش میکند. نمیتواند برود، ولی یک هواپیمایی داریم وقتی که آن هواپیما ٥٠ کیلومتر هم میتواند برود بالا، ولی در آن جا مواجه میشود با یک مسائل دیگری که آن موجب، فرض کنید که از بین رفتن و موانع و چیزهای دیگر است، ولی قدرت بالا آمدن را حداقل دارد، وجود پیامبر با وجود جبرائیل از نقطه نظر طی مراتب اسماءو صفات به این نحو بود. جبرائیل اصلًا نمیتواند به عبارت عادی، سقف پرواز جناب جبرائیل، فقط در محدوده چیه؟ فقط در محدوده اسم علیم است، در محدوده ذات دیگر قدرت طیران ندارد، نمیتواند برود، برود که میایستد، خداحافظ شما، بالاتر بخواهد برود موتورهایش خاموش میشود، نمیتواند، ولی رسول خدا صلیاللَهعلیهوآله میگوید: نه میگوید من بالاتر میروم میروم بالا، و خودم را از دست میدهم، میرود و از دست میدهد! میرود از مرتبه اسم عبور میکند، و از مرتبه صفات عبور میکند، و بعد از مرتبه اسماء عبور میکند، و بعد از مرتبه تعین ذات عبور میکند، و دیگر در آن جا رسول اللَه نیست در آن جا خداست و بس، در آن جا توحید است و بس. در آن جا فقط یک ذات واحد است و بس، چون مقام، مقام اطلاقّیت است و در آن مقام اطلاقّیت دیگر حدّ در آن جا راه ندارد، یک مقداری بیاید در آن جا و در آن وضعیت یک تکهاش پیغمبر باشد بقیه خدا باشد، این که معنا ندارد، ترکیب است و امثال ذلک درست شد.

