بررسی وقائع روز عاشورا در دو جنبۀ خیر و شر
12آنهایی که ادعا دارند آنهایی که اهل خود را منتسب به مسائلی میکنند، همه یک یک آمدند و رفتند و نشان دادند و قضایا روشن شد و الحمدلله و له المنه این مکتب قویم بود که ما را از انحراف به این سمت و به آن سمت محفوظ داشت و این منهج مستقیم بود که ما را از تمایل به این طرف والا افرادی بودند و رفتند و دنیا آناه را گرفت و فریب داد و به انواع توجیهات به انواع توجیهات آمدند و کارهایشان را توجیه کردند و بعد مشخص شد که همه اینها تسویلات نفس و تخیلات و اوهام بوده همه این مسائل. وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كنَّا لِنَهْتَدِي لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَه لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ وَ نُودُوا أَنْ تِلْكمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كنْتُمْ تَعْمَلُونَ1 این آیه را مرحوم آقا خیلی میخواندند، خیلی این آیه را میخواندند، و به شاگردانشان توصیه میکردند که همیشه این آیه را بخوانند: وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كنَّا لِنَهْتَدِي لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَه لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ وَ نُودُوا أَنْ تِلْكمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كنْتُمْ تَعْمَلُونَ2
خوب، انسان باید شکر کند، انسان باید شکر نعمت الهی را باید انجام بدهد که چطور خداوند انسان را در منهجی قرار داده که در آن منهج، نه چپ راه دارد، نه راست راه دارد، نه احزاب مختلف راه دارند، نه اشخاص مختلف راه دارند، خودش است، و خودش. و تکلیف خودش است، به این سمت نگاه نمیکند، به آن سمت نگاه نمیکند، راه خودش را میرود، و معتقد به یک مبانی اصیل و متین، و مبانی راستینی است که هیچ تخیلی و هیچ شایعهای و هیچ جاذبهای نمیتواند ذهن او را منحرف کند، راه خودش را میرود، و میرود مستقیم، به کسی هم کاری ندارد، و بندگان خدا به واسطه جهالت یا به این طرف میافتند یا به آن طرف میافتند، یا در دامان این میافتند یا در دامان آن میافتند، و همه اینها به خاطر دور بودن است از مطالب، و دوربودن است از مسائل، و غلبه اوهام است، و غلبه تخیلات است، و سپردن دل و دین و وجدان و عقل است به دست تخیلات و اوهام، دل و دینش را انسان بسپارد به دست کی! به دست یک عده، آنها بگویند برو، چشم. آنها بگویند نرو، چشم. همین! عقلش را بسپارد وجدانش را بسپارد، انصافش را بسپارد، آن سرمایههای الهی و ذخائر الهی، برای هدایت و رشد را، انسان فراموش کند، و عقل خود را به جای به کار انداختن، مغلوب تخیل و دنیای دیگران بکند، نه بزرگان آمدند نشان دادند و راه، را نشان دادند. گفتند کلاهت را باد نبرد، سفت نگه دار، و آن چرا که گفته شده به او عمل کن و کاری به این طرف و آن طرف نداشته باش نداشته باش، نه اینکه به وظیفه و تکلیف شرعیت عمل نکنی، نخیر، باید انسان به تکلیف و وظیفه عمل کند، اما دل سپردن و همراه این و آن رفتن، آن مطلب دیگری است، آن جهت، جهت دیگری است. وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كنَّا لِنَهْتَدِي لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَه لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ وَ نُودُوا أَنْ تِلْكمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كنْتُمْ تَعْمَلُونَ3
- سوره الاعراف (٧) وسط آيه (٤٣)
- سوره الاعراف (٧) همان آيه
- سوره الاعراف (٧) قسمتى از آيه (٤٣)

