بررسی وقائع روز عاشورا در دو جنبۀ خیر و شر
13مگر دست خود ما بود، خیلی از ما بزرگترها آمدند در این جریانات آمدند گرفتار شدند، و بار زمین گذاشتند، و نتوانستند آن مرام و ممشای خود را طی کنند و به آن مسیر خودشان ادامه بدهند! و فقط هدایت الهی و توفیق الهی است که انسان را متوجّه میکند، مسائل را برای انسان واضح میکند، حقایق از پس پردههای فریبنده، و ظاهر مشوّش کننده، و مشبّه کننده، آن حقایق را نشان میدهد.
بفرما این هم حقیقت، این هم واقع و این هم آن چه را که داری میبینی، بفرما این دو تا را بگذار کنار هم، مسئله به دست میآید، واقعاًاین نعمت، نعمت عجیبی است و اکسیری است که خداوند عرضه داشته، که چطور انسان در این گونه مطالبی که شکی وجود ندارد که قضیه چیست، یک در ملیارد شبهه وجود ندارد، که مسئله از چه قرار است، میبیند این بندگان خدا نماز هم میخوانند روزه هم میگیرند، ولی یک جور دیگر فکر میکنند، ا، عجب، آقاجان این، این، این، یک دو سه چهار، جواب دیگر در میآید. این چیه! قضیه این چیه! قضیه! ولی وقتی که انسان نگاه میکند، میبیند نه دارد میفهمد و درک میکند و تشخیص میدهد و نمیتواند کسی او را بفریبد، هر چه میخواهد بشود، بشود. آن چه که را که این میفهمد، فهمیده، و تمام قضیه درست شد، کی آمده، این فهم را و این ادراک را و این بینش را به ما عنایت کرده، تا در این قضایاو مسائل، در این جریانات که دارد در دنیا میگذرد، هر که برای خودش راه و رسمی دارد هر که دارد دم از خودش میزند. انسان آن روش و مرامی که به او یاد دادند، همان را طی میکند، و همان راانجام میدهد و با کسی هم کاری ندارد، با کسی هم کاری ندارد به راه خودش میرود، قضیه، قضیه مانعه الخلو نیست که یا این باشد یا آن باشد، بلکه مسئله، مسئله مانعه الجمع است، گرچه ممکن است قضیهای در ماورای، این دو قضیه مانعه الجمع هم وجود داشته باشد.

