بررسی وقائع روز عاشورا در دو جنبۀ خیر و شر
15خیر یک خورده، خیر بسیار. خیری که زندگی او را و تمام تصرّفات او را در مسیر حقّ قرار میدهد. میگوید: اگر هزار نفر جلوی او قسم و آیه میخورد، فقط یک لبخندی به آنها میزند و میگوید التماس دعا داریم، خداحافظ، اگر ده هزار نفر بیایند، بگویند این طور است، ما نظرمان این طور است، یک نگاه میکند، میگوید: انشاءاللَه موفق باشید، اگر باشید خدمتتان میرسیم، اگر همه عالم و دنیا بیایند یک مطلب را بگویند، میگوید نمیدانم خوب کسی که نمیداند پشت این دیوار، الان شما میدانید الان پشت این دیوار چه خبر است! ما میدانیم خوب، نمیدانید، شما میدانید الان پشت این شیشه که در این جا است چه خبر است؟ نمیدانید، حالا به جای یک نفر دو نفر بیایند نگاه کنند، باز نمیدانم، اگر ده نفر بیایند، نگاه کنند، باز نمیدانم، چیزی اضافه که نمیشود، چه یک نفر چه ده نفر چه صد میلیون نفر، هیچ کس نمیداند. چون همه اینها یک محدودیتی دارند، که فقط تعداد اضافه شده بر آن محدودیت چیزی اضافه نشده این چشم دیوار را نمیتواند ببیند، حالا دو نفر بیایند نگاه کنند، انسان بیشتر فرو میرفت، چون حالا دو نفرند پشت هم، یک سانت از گچ عبور کردند اگر ده نفر باشند یک وجب از دیوار را رفتند، اگر صد نفر بیاید دیگر، آن طرف دیوار پیدا شده، نه این خبرها نیست، صد نفر که هیچی اگر در این اتاق صد میلیون هم جا میشد، با همان یک نفر، از نقطه نظر تشخیص تفاوتی نمیکند، حالا همه بیایند بگویند این طور ولی خدا میگوید، آن طور، همهها همه میآیند، میگویند قضیه این است. مسئله این است، ولی خدا میگوید نه این نیست، مگر میشود، آقا این همه میگویند نمیشود، حالا میشود تماشا کن ببین میشود یا نمیشود.
یک سال دو سال، سه سال میگذرد، یکدفعه میبینیم عجب او، راست میگفت، چرا؟ چون ما همه ظاهر میدیدیم، ما همه با این چشم، با این چشم، ما همه با این چشم میدیدیم او با این نمیبیند، با این میبیند، لذا آنی که او میبیند، با این که ما میبینیم فرق میکند. یک ذره زمان بگذارد، اوضاع بگذرد، ما میفهمیم، ایشان فرمودند، بنشیند و صبر کنید و خواهید دید که چه خواهد شد. خواهید دید که چه خواهد شد.

