اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی وقائع روز عاشورا در دو جنبۀ خیر و شر

14075
سال 1430
نسخه عربی

بررسی وقائع روز عاشورا در دو جنبۀ خیر و شر

18
  • مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه ایشان می‌فرمودند: البتّه در این قضیه مطالب زیاد است، من فقط به این تکه اشاره می‌کنم، ایشان می‌فرمودند: گاهی از اوقات برای من سرعتی در حرکت پیدا می‌شود، سرعتی در حرکت پیدا می‌شود که، می‌بینیم که بر من عالمی گذشت تا می‌خواهم در خودم بروم، در خودم جمع بشوم، و ببینم که در این عالمی که، من گذراندم چه بود، از مظاهر اسماء و صفات پرودرگار، دیدم رفتم به عالم دیگر رسیدم. اصلًا رفت. یعنی آن چنان سرعت برای ما هست که هر کدام از این عالمی که ایشان دارند نقل می‌کنند بنده اطلاع دارم، به بنده گفتند هر کدام از اینها را اگر تا قیامت بنشینیم نمی‌توانیم به آخرش برسیم، یعنی اگر تا قیامت بنشینیم و فکر کنیم و سیر کنیم که در این عالم‌ چه خبر بود انتها ندارد، این مرد در یک ثانیه این عالم را طی کرد رفت، به بالایی رسید، بالایی را هم طی کرد، می‌گفت در یک لحظه می‌دیدم تا می‌خواستم ببینم که در این عالم و در این مرتبه ارضیه، در این مرتبه ارضیه از اسماءو صفات چه گذشته است، نه اینکه یک عالم می‌دیدم عوالمی طی شد، ولش کنید بابا برویم بالایی را بچسبیم، او که رفت، خوب آن که رفت و آن دوّمی هم رفت، سوّمی الان گیج شدیم، چند تا شد که هر کدامش را تا قیامت اگر بنشینیم و در آن سیر کنیم امکان ندارد به انتها برسیم!

  • این اولیای خدا این طوری مراتب وجودی را طی می‌کنند، حضرت زینب سلام‌اللَه‌علیها این عوالم را در همان روزها طی کرد، اینها را همان موقعها، هر ثانیه برای او حرکت یک عالمی بود، به سوی ذات پروردگار، بدون اینها خوب، مگر پیدا می‌شود؟ مگر برای انسان پیدا می‌شد؟ مجانی، مگر می‌دهند؟! مگر به انسان مجانی می‌دهند؟

  • حالا این قضیه عاشورا برای حضرت زینب سلام‌اللَه‌علیها شر بود، شر بود، نمی‌شود شر باشد، لذا چه فرمود در جواب ابن زیاد فرمودند: وقتی که آن ملعون گفت (کیفَ رَأیتَ فَعَّال رَبُک) چگونه کار پروردگار را دیدی، دیدی چه بر سرتان آورد، حضرت فرمود: چی و (مارَأیتُ الّا جَمیلا) فقط چیزی، جز زیبایی ندیدم، واللَه و باللَه و تاللَه حضرت زینب سلام‌اللَه‌علیها در آن جا شوخی نکرد، و نخواست خودش را از موقعیت بیاندازد بعضی‌ها هستند خوب بالاخره هر که هم باشد جوری جواب می‌دهند که طرف خیال نکند واقع را حضرت زینب را داشت می‌گفت واقع را به آن مردتیکه نادان، که فقط شهوت دنیا وآن تختی که در آن نشسته و به راست، راست به چپ چب و چند تا شمشیر زنی که نشستند کنارش، فقط همین را از تمام عالم می‌بیند، ازعالم وجود فقط قصر دارالعماره را می‌بیند، بدبخت، بدبخت بیچاره چه کار داری می‌کنی؟ این زن الان دارد در هر یک ثانیه عوالم وجودی را طی می‌کند، تو اصلًا نمی‌فهمی، نمی‌فهمی، دیدی چکار کرد؟ خدا چه بر سر تو آورد، به به، بلند شو بیا از آن تختت پایین، جلوی این زن سجده کن، تا ببینی که به کجا می‌برد تو را بیچاره بدبخت، که دو روز دنیا تمام سراسر وجودت را فرا گرفته و هیچ خبری از عوالم معنا در تو باقی نگذاشته و فقط به همین دو روز نگاه می‌کنی، از فردای خودت خبر نداری، چه داری می‌گویی (ما رَأیتَ الا جَمیلا) هر چه دیدم خیر بود، هر چه دیدم زیبا بود، نمی‌گوید خیر، می‌گوید زیبا بود!