دستگیری امام علیه السلام براساس میزان همت و طلب افراد
11حالا بعضی کارهایی میکنند، خودشان را خلق ابدان میکنند و در دو جا. در سه جا قرار میدهند، و از این کارها که نمیکردم، کسان دیگر بودند، کسان دیگر از دوستان ایشان بودند که، و من میدانم که بعضی از این کارها را میکردند، بنده هم اطّلاع دارم از خصوصیاتشان، اتفاقاً یک قضیهای به یادم آمد در زمان امام باقر علیهالسّلام بودند بعضی از اصحاب حضرت که این، از خود خلق ابدان میکردند، ابدان متعدده و خیلی عالی میشود، خیلی خوب میشود، حضرت نشسته بودند با اصحابشان، یک مرتبه جابر بن یزید جعفی آمد، جابر بن یزید جعفی از آن مایه دارها بود. از آن حسابیها و رندها، و خلاصه از آن سر به تو، آنهایی که صدایشان در نمیآید، ولی خلاصه میها را خم خم میزنند و هیچ کسی از ایشان اطلاعی، چیزی ندارد، ولی نمیدانم! چرا این جا از دستش در رفته بود.
خلاصه بله جابر بن یزید جعفی آمد و یکی از آنها رو کرد به امام باقر علیهالسّلام و عرض کرد که دیشب ما در خدمت جناب جابر بودیم (نه جابر بن عبداللَه، نه او فرق میکند. جابر بن عبداللَه انصاری آدم بسیار خوبی بود و همان کسی بود که آمد به کربلا و آن مسائلی که خدمتتان عرض شد چند شب پیش اینها و مرد بزرگواری بود و دارای حالاتی بود مکاشفاتی بود و بعضی از خوارق عادت است) جابر بن یزید جعفی از اصحاب سرّ بود و از اصحاب توحید بود یعنی از موحدّین بود. اینها فرق داشتند با سایر اصحاب ائمه، حسابشان جدا بود. مثل اینکه فرض کنید که بایزید از جمله اصحاب سرّی که در زمان امام صادق علیهالسّلام بود خوب این با فرض بکنید، که با عوان بن تغلب و ابابصیر و حمران بن اعین تفاوت داشتند، اینها فرق میکردند، آنها هم بزرگوار بودند و هم اهل حدیث بودند و هم اهل فقه بودند، ولی اینها نه، اینها اهل معنا بودند و حالات خاص داشتند و خصوصیاتی، مثل معروف کرخی که از اصحاب سر امام علی بن موسی الرضا علیهالسّلام بود، یا مثل فرض بکنید که مثل بشر حافی که از اصحاب موسی بن جعفر علیهالسّلام بود یا فرض کنید که این اشخاص دیگر مثل حبیب بن مظاهر اسدی از اصحاب سر امام حسین و امام حسن علیههالسلام بود، که حتی در زمان أمیرالمؤمنین علیهالسّلام هم بود، حبیب بن مظاهر از اینها بود، بسیار خود همین میثم هم مرحوم آقای حدّاد خیلی تعریف میکردند و از اصحاب خیلی قوی میشمردندو میفرمودند.

