دستگیری امام علیه السلام براساس میزان همت و طلب افراد
14یکدفعه آن یکی گفت معلوم شد هفت یا هشت جا ایشان تشریف برده حالا نمیدانم این هفت یا هشت جا را تا صبح ادامه داد یا به همان مجلس تمامش کرد، این قضیه را این مقداریش را که در این اخبار است این بود، که خلاصه دیگر همین طوری و میرفت و به اینها سر میزده. این بندگان خدا میرفته و او هم نمیخواسته این کارها را بکند، او میخواسته که برود و این مطالب را به گوش اصحاب ائمه برساند، آنها را گرم کند و با آنها خلاصه چیز باشد، نه اینکه، اینها اهل این حرفها نبودند که بیایند خودی نشان بدهند، و خودشان را به دیگران نشان بدهد. اینها مال ماها است، اینها مال ماها است که دو کلمه یاد نگرفته توی کره ماه بوق میزنیم توی نمیدانم بالاتر و فلان این حرفها. و الّا جابر و امثال جابر و اینه که دریا، دریا به ایشان، ائمه دادند و صدایشان در نیامده.
اینها اهل این که بخواهند حالا برند ابراز کنند، اظهار کنند، این مطالب را بخواهند بگویند، اهل این حرفها نبودند اهل این مسائل نبودند. ولکن آن نکتهای که در اینجا هست این است که انسان باید طبق دستور باشد، نمیتواند خارج از دستور باشد.
امام علیهالسّلام رو کردند به او، واخم کردند به او، و خلاصه به او تذّکر دادند، تذّکر آیین نامهای، و خلاصه این چیزها را ما نداریم، یک جا بیشتر نمیخواهی بروی، بقیه آن به عهده ما است، تو غصه چه را میخواهی بخوری؟ اینها میخواهی بروی به آنها بگویی، به افراد بگویی، درست اینها همه محفوظ است. ولکن خود ما میدانیم که چگونه با اصحابمان برخورد کنیم، چگونه با آنها برخورد کنیم، و نیازی به این تعدّد و خلق ابدان تو نیست، آن ما بخواهیم بدون تو به آن میرسانیم، بدون تو هم مسأله را. اینها را دیگر من گفتم، من دارم توضیح میدهم، والّا امام علیهالسّلام این مطالب را نفرمودند، فقط امام علیهالسّلام به او فرمود که دیگر از این کارها نکن.

