اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دستگیری امام علیه السلام براساس میزان همت و طلب افراد

14039
سال 1430
نسخه عربی

دستگیری امام علیه السلام براساس میزان همت و طلب افراد

28
  • مرحوم آقا عرض کردند که خوب تشخیصش باید انسان بصیرت داشته باشد، باید انسان بصیرت داشته باشد، و با آن نور باطن می‌فهمد که این الان شیطان آمده به این صورت تجلّی کرده یا این که ملک آمد، آقای حدّاد فرمودند: هان بله بله بله تا بصیرت نباشد انسان نمی‌تواند تشخیص بدهد، باید در انسان نور بصیرت باشد انسان باید مایز داشته باشد، عبارت مایز بود، مایز داشته باشد کسی که بتواند تمیز بدهد، جدا کند، باطل و بین حق بتواند جدا کند، بله بله اینطور، یک چند لحظه صبر کردند و بعد این را فرمودند: انسان نباید عیب افراد را صریحاً ببینید

  • مرحوم آقا پریشب چکار کردند! صاف به ایشان گفتند: چون شما نور، آن قدرت تشخیص را ندارید، لذا خلط کردید، وتشخیص ندادید، ایشان زدند به آن جا، خوب حالا ما خیلی همچنین متوجّه نبودیم که دارند چکار می‌کنند، فقط همین مسئله را ایشان داشتند، گفتند انسان نباید عیب افراد را صریحاً و در مقابل دیگران به آنها گوشزد کند! مومن را انسان باید آبرویش را نگه دارد، حفظ آبروی مومن لازم است، بعد این شعر را خواندند:

  • داند و خر را همی‌راند خموش‌***بر رُخت خندد برای روی پوش‌
  • شعر مولانا است، دیگر خدا رحمتش کند، واقعا! این مولانا چیزی کم نگذاشت دیگر، داند و خر را همی‌راند خموش بر رُخت خندد برای روی پوش، بعد هیچی این مطلب را ایشان فرمودند و بعد دیگر تمام شد، فردا ما صبح حرکت کردیم بعد از صبحانه به اتّفاق مرحوم والد، اخوی، اخوی بزرگتر و ما سه نفر حرکت کردیم به سمت حرم، حرم سیدالشّهدا آن موقع این طور نبود که مثل الان، بازار بود و چیز بود و باید از بازار رد می‌شدیم، توی آن بازار که داشتیم، می‌رفتیم مرحوم آقا گفتند که بچّه‌ها بیایید جلو کارتان دارم، آقا سیدمحمد صادق و آقا سید محمد محسن بیایید جلو کارتان دارم، یادتان است دیشب آقای حدّاد آن مطالبی که گفتند می‌دانید مال چه بود گفتیم: که نه، ما اصلًا توجّهی نداشتیم به این که برای چه؟ نه من و نه اخوی، گفت خوب فکر کنید ببینید این حرفها چه بود یک خورده فکر کردیم، فکر کردیم، یکدفعه متوجّه شدیم، گفتیم که مال آن قضیه جده نبود، گفتند آقا، بارک اللَه، تمام مطالبی را که ایشان نقل کردند، انگار خودشان در آن‌ مجلس حضور داشتند، و می‌شنیدند و چهار مطلب ذکر کردند یک اینکه ملک و جن به صورت افراد در می‌آیند، هم ملک و هم شیطان و هم جن، دو هر کسی نیت جایی داشته باشد از مشاهد و مواقف مشرّفه و مناسک و اینها خداوند چه از مومن باشد ملکی را می‌فرستد، اگر غیر مومن باشد، از شیاطین می‌رود، می‌رود انجام می‌دهد، و نیابت از طرف، خوب می‌کند.