اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دستگیری امام علیه السلام براساس میزان همت و طلب افراد

0
سال 1430

فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ. 1 وجوب حفظ حریم شخصی افراد در اسلام 2 تبیین فرضیه قبض و بسط تئوریک شریعت و ردّ اجمالی آن 3 نفس فعل خارجی افراد موجب جزا و پاداش نمی شود بلکه انگیزه و نیّت است که متّصف به آن می گردد. 4 کسی که نیّت زیارت مشاهد مشرفه را داشته باشد و نتواند برود، خداوند مَلَکی را بجای آن شخص مأمور زیارت می کند. 5 با وجود آنکه ولایت ائمّۀ اطهار علیهم السلام محدود به مکان نمی باشد، چرا افراد باید به زیارت مشاهد مشرفه بروند. 6 امام علیه السّلام به هر شخصی به مقتضای همّت و طلب او افاضه می کنند.

دستگیری امام علیه السلام براساس میزان همت و طلب افراد

7
  • یکی این که ثابت بشود، این شخص، این عمل را انجام داده، یک، دوّم به چه جهتی انجام داده، که این دو جهت برای حکمی‌که قاضی می‌کند، بایستی که این دو جهت لحاظ بشود، اگر نه، فرض بکنید که آمد و در محکمه تشخیص دادی، نه اصلًا بابا حالا چه عمل خوب، چه بد اصلًا این انجام نداده، بدبخت، در زمان أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام یک نفر را گرفتند سرش را بریدند، یک نفر هم از آنجا می‌گذشت، آمد، و در زمان عمر بود، مثل اینکه خلیفه ثانی بود آن جا آمدند و یکدفعه بنده خدا به دست و پا، و پته پته افتاد. و چه کردی؟ داشتندمی‌رفتند، اعدامش کنند، حضرت آمدند و خوب خلاصه گفتند بَرَش گردانید. و آمدند. گفتند تو انجام دادی. تا چشمش به حضرت افتاد. یکدفعه راحت شد، دید اینجا دیگر جای حق است أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام حق است دیگر، اینجا دیگر این حرفها نیست، راحت شد، خیالش گفت نه یا علی من انجام ندادم، گفتند ما خودمان دیدیم، گفت واللَه من صدای داد و بیداد شنیدم آمدم توی پشت، این خرابه، دیدم، یکی دارد دست و پا می‌زند و خون هم راه افتاده است، و همین طوری، از او می‌رود. یکدفعه مردم رسیدند ما را گرفتند. من اصلًا نمی‌دانم این کی هست، این بیچاره کی هست، هیچی خیلی خب، گفتند: خوب چرا اقرار کردی؟ گفت این قدر روی سرم ریختند و زدند، من هم دیدم زبانم بند آمد ترسیدم، این قدر توی کلّه ام زدند، من هم اقرار کردم، بالاخره کسی که مشت توی سرش بخورد. اقرار می‌کند، این کسی که کتک بخورد، اقرار می‌کند، من هم اقرار کردم، دیدم که چیز است دیگر چکار کنم؟ چاره ندارم. دیگر! یکدفعه حضرت فرمودند نه این اقرار، اقرار به جا نیست، و آن شخصی که قاتل بود و اعتراف کرد، بر این که من او را انجام دادم، و بعد از او هم گذشتند، چون خودش آمد و اعتراف کرد، از این مسئله گذشتند.