تفاوت مراتب افراد گنهكار براساس میزان سوء نیت آنها
17پس قبول داریم، نمیکنیم دنبالش نیستیم! این طور نیست که تصوّر بکنیم که دیگر امام حسینی وجود ندارد نه امام حسین علیهالسّلام هم هست عین همان امام حسین علیهالسّلام بدون کم و زیاد، بدون یک سر سوزن کم و زیاد همان امام حسین الان در وجود امام زمان علیهالسّلام آینه تمام نما تجلّی کرده، در این دارد بر همه امور ما و اعمال ما و رفتار ما دارد نگاه میکند و دارد اشراف میکند خیلی خوب.
پس چه شد؟ بسیار خوب این هم عاشورا دیگر، دیگر از این بهتر چه میشود؟! انسان تصوّر بکند خوب این از این طرف از آن طرف افرادی که در روز عاشورا خدمت حضرت رسیدند و اینها به درجه شهادت نائل آمدند و به آن مقام فیض اعظم که عبارت است از مقامی که (لااذن سمعت و لا عین رأت و لا خطر علی قلب بشر) فائز شدهاند آن افرادی که در آن زمان بودند با آن نیت خالص با آن ولع و حیرتی که در امامشان داشتند و هیچ چیزی غیر از او نمیدیدند و وقتی میگفتند که: اگر هفتاد بار مرا بکشند بسوزانند خاکسترم را به باد بدهند دوباره زنده کنند همین هستم! و راست هم میگفتند و در عمل هم به منصه ظهور رساندند که ما راست میگوییم، و پای کار هستیم پای کار هستیم.
اگر اینهادر آن زمان نبودند خوب یک همچنین توفیقی نصیبشان میشد دیگر، نمیشد پس اینها به آن درجه رسیدند به واسطه چه مسئلهای به واسطه یک مسئله غیر اختیاری ایشان که عبارت است از حدوث اینها در یک همچنین برههای از زمان که حدوث ما به مشمول به مشمول مسائل طبعی هستیم، و محکوم به قوانین، طبیعی طبیعی و طبعی هستیم، این نه در اختیار ما است و نه در اراده ما بلکه این مسئله مربوط میشود به مقدّرات و مشیت پروردگار. پس آنها که آمدند و در رکاب امام حسین علیهالسّلام به آنجا رسیدند آنها بیخود رسیدند آنها یک مسئلهای مربوط بوده به جریانی که اصلًا در اختیار آنها نبوده، اگر آنها الان به جای ما بودند و ما به جای آنها بودیم خوب، ما هم میرسیدیم به آن مقامات، ما به آن خصوصیات میرسیم. آن کسی که مجبور، پیرزنی که تمام عمرش نیت رفتن به حج را دارد ولکن خدا قسمتش نکرده، نمیتواند مانع دارد، عذر دارد، مرض دارد نمیتواند برود به چه قانون منطقی و عدالت گونه خدا این پیرزن و این پیرمرد باید از نعمت فیوضات حج محروم باشند. ما اصلًا به کرم خدا هم کاری نداریم. حالا خدا به اینها بعداً از روی کرم و لطف خودش ثواب میدهد. این حرفها نه، ما اصلًا به مرحله کرم و اینها نرسیدیم نه ما میگوییم خدا عادل است ما میگوییم خدا عادل است فعلًا با عدالت ما مسئله را داریم پیش میآوریم. کرم و لطف و اینها خوب اینها همه حساب دارد و آن مسئلهاش تفاوت میکند ما هنوز به آن جا نرسیدیم، ما پله اوّل هستیم با عدالت خدا کجا میسازد که یک نفر که رفته مکه با پولی که تحصیل آن پول در اختیار او نبوده فرض بکنید که یک نفر آمده به یکی دیگر گفته این پول را بگیر برو مکه، مگر واجب الحج نمیشود؟! خوب آیا این در اختیارش بوده؟! به اندازه یک قدم من برای تحصیل این مال برنداشتم، یک قدم حتّی برنداشته خوب است، یعنی اصلًا نرفته اگر بازاری است برود بازار، دکانش را باز کند، اگر دکتر است برود دکتر مطبش را باز کند، اگر مهندس است برود دفترش را باز کند، اگر نمیدانم هر کارهای است، هیچ کاری برای تحصیل این مال نکرده، رفیقش گفته فلانی ما امسال میخواهیم برویم مکه تو هم بیا برویم، یا علی شد واجب الحج. از آن طرف هم مسلمان است نماز خوان است، تأخیر هم نمیاندازد میرود چه قدمیبرای تحصیل مالش برداشته صفر، صفر دیگر.

