تفاوت مراتب افراد گنهكار براساس میزان سوء نیت آنها
18آن یکی میآید فرض کنید که یکی از موارد به استطاعت حج ابذل مال و راحله است، یعنی مرکب و آن مؤونه سفر توسط شخصی به انسان بذل بشود، بذل مال و راحله موجب استطاعت حج است و حرام است شرعاً بر کسی که به او بذل مال و راحله شده است او را مسترد کند و رفض کند. یعنی قبول نکند، شرعاً حرام است اگر انجام نداد تارک حج محسوب میشود، تارک حج محسوب میشد، درست شد این آمد و رفت مکه و حج انجام داد، اگر ثواب مکه و پیرو حضرت ابراهیم و وارد شدن در آن شریعت و نمیدانم فیوضاتی که به واسطه این میرسد دیگر الی ما شاءاللَه برای او خیرات و برکات به واسطه این حج همین طور سرازیر شد، امّا آن پیرمرد و پیر زن بدبخت و بینوا و فقیری که یک عمر هر شب آرزوی رفتن مکه میکرده منتهی به دست نیاورده، علیل شده، ضعیف شده، مریض شده و دیگر در موقع مردن از تمام این نعمتها از اوّل تا آخر محروم، این کجای عدالت خداست؟ کجاش است؟
ما حالا به کرم خدا کاری نداریم، این کجای عدالت است؟! بحث، بحث عدالت است، کجای عدالت است؟ اگر به این پیرزن در آن موقع همین مال را میدادند، ده تا پشتک هم میزد به جای اینکه حتّی قبول بکند و اینها میگفت عوض تو هم میروم هر سال هم بدهی میروم، خودم را به هزار تا بدبختی هم میاندازم میروم، منتهی زمانه، و مسائل شرایط و جریاناتی که پیش آمده مانع از این قضیه شده، کجای عدالت خداست که این خدای عادل که این قدر خودش را به عدالت در قرآن توصیف کرده و ما آن آموزه سوم از اصول دین را عدل مینامیم کجای این قضیه با این مسئله میخواند؟
اینی که یک فرد بدون اختیار و بدون زحمت و بدون حتّی یک قدم برداشتن برای تحصیل مال به این همه فیوضات برسد ولکن آن بیچاره و بینوایی که یک عمر در حسرت رفتن به این فریضه الهی شب را به روز میگذارد، نصیبش او نمیشود و نمیتواند برود، این خدا عادل نیست اصلًا عادل نیست. اگر حج مقبول و عمره مقبوله و اگر این فیوضات و برکات را خدا در پرونده این دو داخل نکند این خدا ظالم است. اصلًا به کرامت خدا کاری نداریم، اصلًا ظالم است، خیلی راست به خدا میگوییم، صاف هم میایستیم و استدلال هم میکنیم و خدا هم جوابی ندارد بدهد، هیچ جوابی ندارد بدهد، چون ما بر اساس گفته خودش با او استدلال میکنیم، مگر عادل نیستی! میگوید آره، ظالمی میگوید، نه خجالت بکش من ظالمم، خوب خیلی خوب حالا آمدیم رفیق شدیم. بگو ببینم آنی که رفته بدون اختیار چرا به او فیوضات و برکات را دادی ولی اینی که میخواست برود این همه به او ندادی، خدا میگوید: حقّ با تو است گرچه بنده هستی و با من داری یک به دو میکنی ولی در این جا بنده حقّ را به شما میدهم، و ثواب حج را به پای آن پیرزن و پیر مرد و کسانی که نتوانستند ولکن نیت و قصد عازم و جازم بر این مسئله بودند میدهم بی کم و زیاد، بی کم و زیاد، حتی از آنی که رفته بیشتر میدهم از آنی که رفته بیشتر میدهم، آن رفته مکه آن سوار ماشین شده رفته این همه چند صد فرسخ راه رفته آن، رفته عرفات او، رفته طواف و فلان او، کارهای خارجی فیزیکی را او انجام داده، ولی این که هیچی انجام نداده تمام ثواب او را میدهم به مقتضای عدالت، حالا به مقتضای کرم چیزهای دیگر میدهم، آن مال چیزهای دیگر. فعلًا بحث، بحث عدالت است درست شد.

