تفاوت مراتب افراد گنهكار براساس میزان سوء نیت آنها
19پس بنابراین عملی را که انسان انجام میدهد خود آن عمل خارجی و خود آن عمل فیزیکی آن نه ثواب است و نه گناه است. ثواب عبارت است از آن نیتی که بر آن اساس، انسان این جا دیگر خیلی قضیه است اینجا دیگر خیلی مطلب است، آن سلوک عقلانی که ما با رفقا دیگر سالهاست راجع به آن صحبت میکنیم، مطالبی که بزرگان در این زمینه میفرمایند و فرمودند همه در این مجموعه میتواند شکل پیدا بکند، یکی از مطالبی که من دو سه بار از مرحوم آقا شنیدم در لفافه، یکم در صراحت این بود که انسان خود میتواند برای خود استاد باشد، خیلی این حرف حرف عمیقی است، خیلی حرف حرف دقیق و عمیقی است که انسان خودش میتواند استاد خودش باشد، میدانید یعنی چه؟ یعنی نباید شما نگاه کنید به دهان استاد به این که کی این مطلب از دهان او در میآید به آن عمل کنید نه، نباید نگاه کنید به این که کی او این امریه را به شما میکند و شما آن گاه به سمت او بروید و انجام بدهید، این شما را عقب نگه میدارد، شما را دور نگه میدارد، شما باید ببینید که نیت استادتان، نیت آن ولی خدا بر چه چیزی تعلق گرفته دیگر! منتظر حرف او نباشید، برای چه اصلًا منتظرید که او بیاید فرض کنید که هفته دیگر به شما بگوید خوب همین الان بسم اللَه بر فرض اینکه میدانید خودمان را گول نزنیم، سرمان را زیر برف نکنیم، نه بدانیم واقعاً او از این کار خوشش میآید ما در زمان مرحوم آقا یک همچنین مطالبی را استنباط میکردیم، مثلًا استنباط میکردیم که الان مرحوم آقا ایشان از این کار خوششان میآید ولی یک نوع حجب و حیایی مانع از این است که ایشان این مسئله را به ما بگویند، خودمان میرفتیم پیش ایشان میگفتیم آقاجان راجع به این مسئله قضیه شما مطلبی ندارید، کاری ندارید، ایشان میگفتند: هان چرا، راستی فلانی اگر این کار را انجام بدهی یا مثلًا فلانی بکند خوب است، برود چکار بکند، یعنی تا احساس میکردند، بودند عدهایها یک معدود انگشت شمار افرادی در آن زمان من یاد دارم رند بودند، رند بودند، رند به این میگویند، اینها افرادی هستند که به سر سلوک پی بردند. تا میدیدند که ایشان دنبال یک قضیه است، فکرش در یک قضیه است، نیتش در یک قضیه است، یک مطلبی را میخواهد چیز کند، ولی شرایط را، خوب ملاحظاتی دارد دیگر آن هم برای آن هم چیز بود دیگر بالاخره ایشان هم این طور نبودند که گرچه میدانستند که تمام اینها همه به صلاح آنهاست ولی علی کل حال یک محذوراتی هم داشتند دیگر یک محضورات داشتند مخصوصاً اینکه اگر آن قضایا به خودشان بر میگشت که بسیار در این قضیه پرهیز داشتند.

