تفاوت مراتب افراد گنهكار براساس میزان سوء نیت آنها
20و آن موقع بودند افرادی که یادم است حتّی میآمدند پیش من میگفتند مثل اینکه آقاجان یک همچنین چیزی در نظرشان است، یک همچنین کاری منتهیآدمش را پیدا نمیکنند، میگفتم خوب برو چیز کن، برو مطرح کن، اینها و معلوم میشد که بله اتّفاقاً درست هم بوده و دیگر خود این شخص چون رفته مطرح کرده دیگر ایشان رویشان را باز شده که این مسئله را چیز کنند، چون آنها هم بالاخره برای خودشان یک محضوراتی دارند بنده از این قضیه مسائلی از ایشان سراغ دارم یعنی صدها قضیه سراغ دارم که چطور با چه ظرافت و با چه لطافتی مطالب را بعضی بیان میکردند و خیلی آنها حسابها داشتند خیلی حسابهای ظریف در کارشان و اینها بود ایشان میفرمودند: آدم باید استاد خودش باشد، یعنی وقتی که به مبانی استاد شما میرسید وقتی که به مطالبی که برایت نقل کرده میرسید، وقتی به آن چه مورد نظرت هست آنها را درک میکنی، دیگر منتظر چه هستی؟ منتظر دستور لفظی! منتظر یک باصطلاح اشاره، همان را که میدانی انجام بده، اگر هم یک وقت اشتباه است خوب اشتباه است، که اشتباه است خوب نیتت خیر است، عین این وقتی که اشتباه نکردی برایت مینویسند، هیچ بی خیال این جا دیگر باید بی خیال بود، چون نیت، نیت خیر است، چون نیت نیت صدق است. دیگر خدا به آن عمل خارج که اشتباه است دیگر نگاه نمیکند به عمل خارج که خارج ممکن است اشتباه باشد، نگاه نمیکند به آن باطن نگاه میکند. و وقتی به باطن نگاه بکند بر فرض هم یک وقت اشتباه بود باز اشکال ندارد، بر میدارد همان را به پای آن فرد مینویسد، این جا است که سیر انسان سریع میشود، اتکاء انسان به این و آن کم میشود، آن توجّه انسان به مسائل ظاهر آن، توجّه قطع میشود، انسان باز میگردد به خود، و آن ربط بین پروردگار و خود و ربط بین خود و بین ولایت! او را به جلو میبرد، همین طور به جلو میبرد، در صورتی که عرض کردم که در صورتی که: نیت نیت خالصا لِوَجه اللَه باشد.

