تفاوت مراتب افراد گنهكار براساس میزان سوء نیت آنها
21لذا من این مسئله را در رفتار ایشان مشاهده میکردم در حالات ایشان، دررفتارشان، در خصوصیات ایشان من این مسئله را میدیدم که جلوتر میروند.
حتی یک وقت از مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه شنیدم که داشتند به شخصی میفرمودند که سید محمّد حسین جلوتر از ما دارد حرکت میکند! این که جلوتر حرکت میکند یعنی همین منتظر نیست که ببیند من چه میخواهم و چه میگویم خودش دارد انجام میدهد و دارد جلو میرود که ما باید بدویم به او برسیم، او هی دارد میرود و ما هی میخواهیم او را نگه داریم بابا یک خورده سرعت کمتر، یک خورده نمیدانم این طور هم این جوری هم که دیگر خلاصه اینها چیزهایی است که بوده و مسائلی است که خب هست و اهل معنا این مطالب را درک میکنند و به کار میبندند و به نتیجه هم میرسند، به نتیجه میرسند.
در آن قضیهای که امام صادق علیهالسّلام به محمد بن مسلم فرمودند که: وقتی که سوال کرد که یابن رسول اللَه چه عملی انجام بدهم که فتح باب برایم بشود و حجابها کنار زده بشود؟ حضرت به او فرمودند: تواضع للله برای خدا خودت را بشکن، بشکن خودت را برای خدا، مسئله را گرفت، مطلب را گرفت، محمد بن مسلم رئیس اشراف کوفه بود، رئیس طائفه بزرگ محمّد به مسلم بود، آمد دم بازار کوفه برداشت یک طبق خرما برداشت، خرما فروشی کردن، غلام غلام غلامش نمیآمد یک همچنین کاری بکند، غلام غلام غلامش بلند شود بیاید فرض کنید که مردم آمدند دیدند نشسته خرما میفروشد.
ما واقعاً میخندیم به این مطالب ولی برای خود ما هم شاید پیش بیاید، منتهی خوب نوعش فرق میکند صورتش فرق میکند، این آمد چه کار داری میکنی محمّد به مسلم چرا نشستی؟ نه نشستم خرمایم را بفروشم خوب بیا بابا پول میخواهی، بیا من به تو بدهم، بیا برو تو خانه آبروریزی نکن، ترا خدا، یکی آمد دید نه جزم اراده کرده بود، تمام شود، کارش امام صادق علیهالسّلام به او فرمودند که: اگر کارت تمام شود باید این کار را انجام بدهی، تواضع لله باید باشی، واقعاً من که الان این حرف را میزنم، بدنم میلرزد که واقعاً آیا خدا هم به من یک همچنین توفیقی میدهد که اگر من یک همچنین نه حالا مثلًا خرمافروشی و فلان نه نه حالا یک مسائل دیگر فقط که این نیست حالا یک صورت دیگر. صورت قضیه آن بود و آن آن طور درک کرد و این یا این که نه باید از خدا باید گرفت و از خدا این جا آدم میفهمد کلام امام سجاد علیهالسّلام را که (اذَا رَأَیتَ مَولای ذُنُوبی فَزِعت) واقعاً وقتی که انسان به خودش نگاه بکند، میبیند نمیتواند این همان است، یعنی این ابتعاد نمیگذارد بیاید جلو وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ1 مگر این که دستی بیاید یک لطفی شامل حال باشد، آن لطف محمّد بن مسلم هم که آن کار را کرد آن دست ولایت، دست امام صادق علیهالسّلام پشتش بود، حضرت وقتی که صدق گفتار را از کلامش دیدند، وقتی که راه افتاد خودشان هم ساپورتش کردند خودشان هم پی قضیه را گرفتند والّا اگر امام صادق علیهالسّلام یک لحظه نمیکرد تا میخواست خرما بخرد یک خورده با ریشش ور میرفت، ای داد بیداد حالا چه ساعتی بیایم، الان که شلوغ است. الان فلان است حالا بگذار آن آخر شب نمیشود مثلًا آن موقعها ساعت ده که دیگر دارند میروند بیایم و بعضی هم که میروند همین جوری مجانی بدهم، بروند یک سینی بدهیم تمام شود.
- سوره يوسف (١٢) قسمتى از آيه (٥٣)

