بلوغ و شرائط آن از دیدگاه اسلام
9پس اگر بنابراین حالا یک روزی کار به آنجا برسد که حالا مردم بتواند نمیدانم یک جا شده این را نمیدانم دروغ و راستی من نمیدانم همین قدر ما شنیدیم مرد هم توانسته یک همچنین کار بکند آن مرد هم ننه شده، این با این با این دیگر، این از کجای مرد درآمده که این مادرش شده، واقعاً آدم شاخ در میآورد آخر بابا جان چه جوری تصوّر بکند انسان، این چه طرز استنباط است! این چه طرز اجتهاد است آخر؟ این کجا با عقل بچّه پانزده ساله وفق میدهد که، از این آیه قرآن این استنباط و این، اینها چیه قضیه؟ یعنی خدا به داد برسد، خدا به داد برسد، که یک نفر مقلّد داشته باشد و بعد بلند بشود این فتوا را بدهد و بعد آن را مادرش حساب بشودو بعد هم مسائل دیگر.
پس بنابراین بفرمایید: ارث هم از آن میبرد به آن هم ارث میدهد، و سایر مسائل بر او محقّق میشود و نمیدانم به دختر و پسر او حرام میشود و دیگر مطالب، و مطالبی که پشت سرش و تبعاتی که نسبت به این قضیه حاصل میشود؟ این چیه؟! این مال همین است که شخص معرفت باید داشته باشد، بینش باید داشته باشد، نسبت به احکام، نسبت به دین، نسبت به باطن دین، نسبت به معرفت دین، نسبت به شناخت دین، نسبت به مراتب الهی، اینها کجا رفت! این حرفها چه شد؟! کجا رفت این حرفها چه شد اصلًا چه شد؟! وقتی که در مشهد مرحوم آقا رضوان اللَه علیه آن جلسات ولایت فقیه را در حکومت اسلام، درسهایشان را میدادند به این روایت از مصباح الشریعه رسیدند که میفرماید: (ولا یجوز الفتیا لمن لا یستفتی من اللَه بصفاء سرّه) عجیب روایتی است خیلی عجیب است خیلی این عجیب روایتی است خیلی انسان را، این روایت به فکر وامیدارد به فکر وا میدارد ولایجوز و نشان میدهد که دین این قدر هم سهل و آسان نیست که ما این قدر آن را آسان گرفتیم، مثل آب جوبی که میرود همین طوری این هم طوری دین یعنی در اختیار قرار دادن راه، برای افراد که این راه، آنها را به فعلیت اخرویه برساند. آقا مگر لبوفروشی است عزیز من؟!

