
تبیین مسیر حق توسط اولیاء الهی بهعنوان بزرگترین لطف خداوند در آخرالزمان
فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ 1 شیخ فرید الدّین عطّار نیشابوری از اولیاء و عرفاء کامل الهی می باشد. 2 فردی که قصد زیارت امام رضا علیه السلام را دارد نباید در مسیر حرکت به زیارت قبور اولیاء الهی و بزرگان برود. 3 نقل حکایتی از حضرت آیت اللَه طهرانی در ارتباط با تشخیص امام زمان دروغین توسط مرحوم آقای حاج سیّد هاشم حداد. 4 مراد امام سجّاد علیه السّلام از اینکه می فرمایند من معصیت کردم چه می باشد.
تبیین مسیر حق توسط اولیاء الهی بهعنوان بزرگترین لطف خداوند در آخرالزمان
توضیحات:
فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ 1 شیخ فرید الدّین عطّار نیشابوری از اولیاء و عرفاء کامل الهی می باشد. 2 فردی که قصد زیارت امام رضا علیه السلام را دارد نباید در مسیر حرکت به زیارت قبور اولیاء الهی و بزرگان برود. 3 نقل حکایتی از حضرت آیت اللَه طهرانی در ارتباط با تشخیص امام زمان دروغین توسط مرحوم آقای حاج سیّد هاشم حداد. 4 مراد امام سجّاد علیه السّلام از اینکه می فرمایند من معصیت کردم چه می باشد.
تبیین مسیر حق توسط اولیاء الهی بهعنوان بزرگترین لطف خداوند در آخرالزمان
10چون آن عمل عمل بدون اراده است و در پیشگاه منطق و عقل و نظام تکوین و نظام تشریع عمل بدون اراده نه ثواب دارد، نه عقاب، الان یک دیوانه برود یک جرمی را مرتکب بشود چه کار میکند؟! در زندان میاندازند! نه در زندان نمیاندازند گرچه الان، دنیا الان همه دیوانه است، ولکن حالا منظور ما از دیوانه همین چیزها است، زندان نمیاندازند، چرا؟ چون بدون اختیار انجام داده، شخصی که خوابیده فرض کنید که یک لیوانی را با پا بزند، بخورد، این لیوان به دیوار، بشکند، خوب این جرم ندارد، این جرم ندارد، چون بدون اراده انجام داده، لیوان را شکسته، حتّی اگر با پا بزند یک مرتبه فرض کنید که یک نفر را بکشد، یک بچّهای که فرض کنید که کنار، بدون اراده بزند، خوب این را زندان نمیکنند، جرم ندارد، این شخص بدون اراده انجام داده.
شخصی دیوانه است میآید با حالت جنون مرتکب قتل میشود، خوب این قصاص ندارد، این زندان ندارد، این جرم ندراد، این محکمه ندارد، چرا ندارد؟ چون در حالت جنون شخص ربات است، بین دیوانه و بین ربات و مجسّمه فرقی نمیکند.
لذا در بحث این عقوبات کیفری در آن جا یک بحث فقهی هست، اگر یک جنایتی انجام بشود و در آن جنایت مباشر وجود دارد و سبب وجود دارد نگاه میکنند و ببینند که آیا سبب اقوی از مباشر است؟ یا مباشر اقوای از سبب است؟ یا سبب و مباشر هر دو در یک سطح هستند؟ فرض کنید که یک شخصی دستور میدهد و یک فردی که زیر دست او است میرود یک جنایتی را انجام میدهد، خوب این از نظر شرعی چیه؟! در این جا در بعضی از اوقات سبب به نحوی است که حکم قتل روی سبب میرود نه آن کسی که مباشر است، و این جنایت را انجام داده، هزار دفعه، او را باید اعدامش کنند، امّا آن کسی که مباشر است، اعدام میشود یا اینکه حبس ابد برایش بسته میشد، بسته به این وضعیت که، او دارد و این وضعیت در موارد مختلف، در خصوصیات مختلف، در زمانهای مختلف، در سنین مختلف، در کیفیت اطّلاعاتی که به او رسیده تفاوت میکند. هر شخصی به یک قسمی، در بسیاری از موارد سبب اقوای از مباشر است این کسی که امر میکند، جنایت متوجّه آن آمر میشود، ده درصدش، بیست درصد، سی درصد، چهل درصد، متوجّه آن شخصی که انجام داده، تو هم عقل داری، کلّهات گچ که نیست، که هر چی گفت، گوش بدهی، خوب گوش نده، مگر بچّه خودت هم بود، حالا میگفت بزن، میزنی، یا نه بلند میکنی تو کلّه خوداو میزنی.
