اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین مسیر حق توسط اولیاء الهی به‌عنوان بزرگ‌ترین لطف خداوند در آخرالزمان

14140
سال 1430
نسخه عربی

تبیین مسیر حق توسط اولیاء الهی به‌عنوان بزرگ‌ترین لطف خداوند در آخرالزمان

13
  • ولی اگر مقصود شما از این جمله نفس تحقّق آن فعل خارجی نیست، دقّت کنید آن غرض و نیت و هدف و اراده‌ای است که آن فعل خارجی مترّتب بر این است آن مقصود است، نه صرف آن عمل خارجی، فرض بکنید شخصی که پولی را به یک نفر هدیه می‌دهد، پولی را هدیه می‌دهد یا اینکه در جایی چاره‌ای ندارد، ممکن است عرضی در خطر باشد یا نفس محترمه‌ای در خطر باشد و انسان برای نجات آن عرض و آن نفس محترمه مجبور است که ظلماً و جوراً و عدواناً رشوه بپردازد، در این جا رشوه از نظر گیرنده رشوه به حساب می‌آید، ولی چون این عمل برای دفع ضرر نفس محترمه است، فرض‌ کنید که می‌خواهند یک نفر را اعدام کنند، یک نفر را می‌خواهند اعدام کنند و شما می‌دانید این دارد بی گناه اعدام می‌شود، بلند می‌شود می‌رود به آن شخصی که متصدّی این قضیه است، چاره‌ای جز این ندارد که مبلغی، مالی بیاید ببخشد، تا این که او از این حقّ بگذرد.

  • خوب در محاکم ظلم و در محاکم جور این طوری است مسائل به این وسیله حل و فصل می‌شود درست شد. خوب برای آن شخصی که می‌گیرد قاضی به ظلم و قاضی به جرم گرفتن، این مال می‌شود حرام و سحت و آتش، که این آتش را می‌خورد و می‌بلعد و او را، وجود او را آتش فرا می‌گیرد، ولی برای این شخصی که این عمل را انجام می‌دهد این دیگر رشوه به حساب نمی‌آید، این به این وسیله حفظ نفس محترمه را دارد می‌کند. یکی از افراد بود فوت کرد از همین مسجدی‌های مرحوم آقا می‌گفت بچّه من، بچّه کوچک من، بچّه پنج شش ساله هفت ساله داشت، پول از همین سکه های پنج ریالی، یک تومانی، چیزهای سابق، زمان شاه، زمان سابق خورده بود، این در گلویش گیر کرده بود داشت خفه می‌شد، داشت خفه می‌شد، او را رساندیم به یک طبیبی که در آنجا بود، یکمرتبه آن زمان، آن زمان خوب آن زمان خیلی پول ارزش داشت دیگر، خیلی به اصطلاح فرق می‌کرد، گفت که فلان مبلغ باید به من بدهی، گفتم آن ده هزار یا پنجاه هزار تومان، بیست هزار تومان مثل اینکه بیست هزار تومان یا دو هزار تومان، دو هزار تومان آن زمان خوب خیلی بود، آن زمان یک ویزیت طبیب آن طور که در نظرم است صد تومان مثل اینکه بود، بله بهترین متخصصین صد تومان بودند، اینها چیز نبود، خیلی گران صد تومان بود، یادم است، ما آنجا زمان سابق به دکتر آذر می‌رفتیم مراجعه می‌کردیم دکتر آذر دکتر داخلی معروف، دکتر مهدی آذر و به ایشان در امراض داخلی مراجعه می‌کردیم، صد تومان بود در آن زمان بله یادم است، این می‌گفت دو هزار تومان فرض بکنید که بده این فوراً دو هزار تومان درآورد داد بسیار خوب، مرد متموّلی بود البّته این شخص گفت یا چکی برداشت داد، یا بچّه دارد می‌میرد الان این هم در آورد و پنسی و چیزی به اصطلاح درآورد، اصلًا می‌گفت سیاه شده بود وقتی درآورد، پنج ریالی سیاه شده بود، می‌گفت دیدم بعد خودش وقتی درآورد خجالت کشید از اینکه، دویست تومانش را برداشت بقیه‌اش را داد این دید برایش خیلی بد است، آقا پزشک و فلان و این‌ها و لباس سفید و لباس سیاه و سبز و نمی‌دانم از این چیزهای برای حفظ جان و خلاصه قسم و از این مسائلی که هست، حالا بیایند بگویند که فلان آقا آمده برای یک چیز کردن یکدانه، دو هزار تومان گرفته، خوب خیلی بد است، آن زمان خیلی بود مبلغی بود خوب‌.