تبیین مسیر حق توسط اولیاء الهی بهعنوان بزرگترین لطف خداوند در آخرالزمان
14این که الان دارد میگوید من دو هزار تومان میگیرم، این دارد کار حرام انجام میدهد این از استیصال این پدر دارد سوء استفاده میکند، والّا دو هزار تومان نیست بیست تومان هم نیست، پنس را میاندازد در میآورد، دیگر این کاری نکرده، پنج ثانیه ده ثانیه فوقش طول میکشد، باز دویست تومان گرفته، آن پدر باید بدهد یا نباید بدهد، خوب باید بدهد الان بچّهاش میمیرد، الان خفه میشود، الان جلوی چشمش از دست میرود، و این دو هزار تومانی که آن پزشک الان دارد میگیرد آن میشود حرام! گرچه دارد میدهد این پدر با طیب خاطر میدهد بچّهاش میدهد از روی استیصال نه از روی حقّ و عدالت و انصاف، این مبلغ پرداخته میشود، هم این راضی، هم آن راضی، وقتی که صد تومان ویزیت است میدهد. بسیار خوب یکربع من را معاینه کرده، بیست دقیقه من را معاینه کرده خوب این اقتضا میکند که این مبلغ پرداخته شود نه او شکایت دارد نه این، ولی اینی که الان آن را در یک همچنین وضع استیصالی میبیند از این استیصال سوءاستفاده میکند آن مال میشود سحت و حرام، و پرداختش برای این شخص نه تنها اشکال ندارد بلکه واجب هم است اگر ندهد الان بچّهاش میمیرد خوب بگوید نه این دو هزار تومان برای چه شما میخواهی بگیری، بیا برای من بابا الان بچّه جان میدهد، این وسط تو داری منطق و بحث و استدلال اینها داری میکنی، این الان درست، پس بنابراین اگر به این شخص بیایند بگویند شما دیروز برای رفع یک همچنین حکمی، رشوه پرداختی، این شخص میتواند بگوید من نپرداختم، میتواند بگوید در حالی که پرداخته، در حالی که پرداخته، میتواند بگوید نپرداختم، چرا نپرداختم نسبت این فعل به فاعل این نسبت، نسبت رشوه نیست بلکه این نسبت، نسبت عمل واجب و لازم برای دفع مفسده، اهم و برای دفع ضرر اهم است، و دفع مال برای دفع مفسده این دفع مال در مواردی مباح در مواردی مستحسن و در مواردی حتی واجب است، حتی واجب است! مثل این مورد که اگر این نپردازد الان یک جانی به خطر میافتد، نفس محترمی به خطر میافتد.

