تبیین مسیر حق توسط اولیاء الهی بهعنوان بزرگترین لطف خداوند در آخرالزمان
17خدا رحمت کند مرحوم آقا شیخ مرتضی حائری رضوان اللَه یک روز در خدمت مرحوم آقا رفتیم به دیدن ایشان درهمین قم آن موقع بنده پیش ایشان خارج میخواندم خارج، ظاهراً صلاه مسافر، آن زمان خدمت ایشان میخواندیم رفته بودیم برای دیدن ایشان و نشستیم مرحوم آقا به حاج مرتضی این مطلب را مطرح کردند که ما شنیدیم که مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری را سم دادند از طرف دولت، و از طرف حکومت سم دادند، و ایشان به سم از دنیا رفته بود، ایشان فرمودند: نه آقا سم ندادند پدر ما دق کرد، دق کرد! یعنی وقتی این اوضاع را دید، آن بساط رضا شاه را دید و آن چه را که بر مردم دستگاه رضا شاه وارد میکرد، از قتلها و از شکنجهها و از زندانها و از فشارهایی که وارد میکرد، هم بر حوزهها و هم بر افراد، پدر ما نتوانست تحمّل بیاورد از عدم تحمّل دق کرد و مرد، دق کرد، خوب ببینید که این بزرگان اینها دق کردند از دیدن فجایع دق کردند، از دیدن این جنایتها دق کردند، از مشاهده آن چه را که حکومتهای سابق بر سر اسلام و بر سر مسلمین میآوردند، اینها نمیتوانستند تحمّل کنند و دق کردند.
راجع به مرحوم آقای بروجردی هم بنده شنیدم که ایشان از آن جنایتها و از آن فجایعی که در حکومتها واینها ایشان میدیدند خلاصه ایشان هم نتوانستند تحمّل کنند و به رحمت خدا رفتند علی کل حال ولیکن شما مشاهده میکنید بزرگان آمدند و مسیر را مشخص کردند حقّ و باطل را مشخص کردند حق کجاست؟ باطل کجاست؟ ممکن است در یک جریانی هزار انشعاب انسان ببیند ولی همه آن انشعابها باطل باشد، لازم نیست که هر جریانی حتماً در مقابلش حقّ باشد، نه هزار، هزار انشعاب، هزار تا فرقه است، هزار تا گروه است، همه بر باطل است حقّ یکی است و یک جا است و آن مکتب امام علیهالسّلام است مکتب اهل بیت علیهما السلام است فقط آن جا است و برای رسیدن به آن جا باید انسان تلاش کند و اگر این رهنمودهای این بزرگان نبود واقعاً در این فتن آخرالزمان که همه دنیا را گرفته و از هر جا صدایی برمیخیزد و از هر جا ندایی انسان مشاهده میکند و از هر جا دعوتی انسان میبیند. این میگوید آقا بیا اینجا، آن میگوید آقا بیا اینجا، هر کسی انسان را میخواند ولی انسان با آن بینشی که بزرگان در اختیارش گذاشتند با آن تفکری که در اختیارش گذاشتند راه را از چاه تشخیص میدهد، بیراه از مسیر مستقیم تشخیص میدهد.

