اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأسی به رسول خدا به عنوان اسوۀ حسنه

14135
نسخه عربی

تأسی به رسول خدا به عنوان اسوۀ حسنه

14
  • یکونُ السِّترُ عَلیٰ بابِ بَیتِهِ فتَکونُ فیه التَّصاویرُ؛ فیقولُ: «یا فُلانَة! (لِإحدیٰ أزواجِهِ) غَیِّبیهِ عَنّی! فإنّی إذا نَظَرتُ إلَیهِ ذَکرتُ الدُّنیا و زَخارِفَها.»1

  • «یک روز در خانۀ یکی از زن‌ها وارد شد و دید یکی از زن‌هایش پرده‌ای آویزان کرده است و روی آن پرده، عکس‌ها و تصاویری هست؛ فرمود:

  • ”ای زن، زود این را از جلوی چشم من بردار! من هر وقت به این نگاه می‌کنم از دنیا یاد می‌کنم و من اصلاً دوست ندارم از دنیا یاد کنم!“»

  • خَرَجَ مِنَ الدُّنیا و لم یضَع لَبِنَةً عَلیٰ لَبِنَةٍ و لا آجُرَةً عَلیٰ آجُرَةٍ؛2 «از دنیا رفت و خشت روی خشت نگذاشت و یک آجر روی آجر نگذاشت.»

  • در میان مردم می‌نشست و در میان مردم صحبت می‌کرد، با مؤمنین می‌خندید، با مشرکین و کافرین گره به پیشانی و ابرو می‌کرد! زن‌ها پیغمبر را دوست داشتند، مردها دوست داشتند، با همه خلیط بود، تکبّر نداشت، شخصیّت نداشت، مثل یکی از آنها بود! می‌گفتند: ای محمّد بیا! می‌آمد. می‌گفتند: برو! می‌رفت. پیغمبر را در منزل خودشان دعوت می‌کردند، می‌آمد و هیچ نگاه نمی‌کرد که این شخصی که او را دعوت کرده است شخص فقیر و بی‌بضاعتی است؛ دوست داشت و می‌آمد!3 اگر او را بر یک ران گوسفند دعوت می‌کردند، ولو در کُراع الغَمیم بود، می‌رفت؛4 یعنی اگر آدمی و یا بیوه‌زنی می‌گفت: ای محمّد، امروز به منزل من بیا! و منزلش در کراع الغَمیم5 ـ که دو فرسخ آن طرف مدینه است ـ بود، پیغمبر می‌رفت و می‌نشست و صحبت می‌کرد و گرم می‌گرفت و احوال‌پرسی می‌کرد، از احوالات او می‌پرسید، از احوالات فرزندانش می‌پرسید، اشکالاتش را رفع می‌کرد، مسائلش را می‌پرسید، اگر سورۀ قرآنی حفظ بود و اشتباه داشت، پیش پیغمبر می‌خواند و پیغمبر آن را تصحیح می‌کرد، عادیِ عادی! ﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ﴾،6 راجع به این معنا است! ای مسلمان، به پیغمبر خودت تأسّی کن! دیدی پیغمبرت که بود؟! شب‌ها به عبادت برمی‌خاست و چه عبادت خوبی با اصحاب و با یاران و با اهل‌بیت خود انجام می‌داد!7 پیغمبرخیلی نمی‌خوابید، کم می‌خوابید و غالباً فراش پیغمبر بسته بود.8

    1. نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٥٩.
    2. همان، ص ٦٠؛ الکافی، ج ٨، ص ١٣٠؛ با قدری اختلاف.
    3. مکارم الأخلاق، ص ١٦ ـ ٢١؛ حلیة الأبرار، ج ١، ص ٣١١ ـ ٣١٤.
    4. من لا یحضره الفقیه، ج ٣، ص ٢٩٩.
    5. نام سرزمینی بین مکه و مدینه است که دو منزل با مکه فاصله دارد. (محقّق)
    6. سوره قلم (٦٨) آیه ٤. امام شناسی، ج ١٤، ص ١٩٩:
      «حقّاً و حقیقتاً تو بر اخلاق عظیمی استوار می‌باشی!»
    7. حلیة الأبرار، ج ١، ص ٢٤٣ ـ ٢٥٢.
    8. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون مکارم اخلاق پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم رجوع شود به عیون أخبار الرّضا علیه السّلام ، ج ١، ص ٣١٦ ـ ٣١٩،؛ مکارم الأخلاق، ص ١١ ـ ١٥.