اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأسی به رسول خدا به عنوان اسوۀ حسنه

14135
نسخه عربی

تأسی به رسول خدا به عنوان اسوۀ حسنه

19
  • آن‌وقت اثبات می‌کند که در عالم، عصمت زن باید به دست مرد باشد و مرد باید حافظ عصمت زن باشد و باید او را از خطرات و مهالک حفظ کند.

  • صبر و تحمّل عجیب رسول اکرم در برابر توطئه‌ها و آزار و اذیّت‌های بسیار برخی همسرانشان

  • پیغمبر برای مردم خطبه می‌خواند و خطبه‌اش از توحید و معاد و موعظه بود. مردم و آن کسانی که اسلام می‌آوردند، می‌فهمیدند و ادراک می‌کردند؛ یعنی از انوار ملکوتی ادراک می‌کردند و مسلمان می‌شدند.

  • پیغمبر بالای منبر برای مردم صحبت می‌کرد، یک‌مرتبه دعوای قبیله‌ای بین مردم می‌شد؛ أوس و خزرج به جان همدیگر می‌افتادند، چون با همدیگر سابقه داشتند! در مجلس و در حضور پیغمبر، نِعال‌ها را برمی‌داشتند و این دسته به آن دسته می‌زد؛ پیغمبر هم روی منبر بود! پیغمبر آنها را آرام می‌کرد.1 در مقابل پیغمبر می‌ایستادند و جرّ و بحث می‌کردند!

  • در روایات کثیری از شیعه داریم، و سنّی‌ها هم نقل کرده‌اند، حتّی من در سیره حلبیّه که از سیره‌نویسان سنّی است دیدم که:

  • عایشه وقتی عصبانی می‌شد، نسبت به پیغمبر می‌گفت: «أنتَ الّذی تَزعُمُ أنّک رسولُ اللَه! ”تو آن کسی هستی که گمان می‌کنی پیغمبر خدا هستی!“ تو می‌گویی: من پیغمبر خدا هستم، و این کار را می‌کنی؟!»2و3

  • حفصه دختر عمر با پیغمبر دعوا می‌کرد، ایشان را ناراحت می‌کرد، اذیّت می‌کرد، کار شکنی می‌کرد، زن‌ها را به جان هم می‌انداخت و آشوب به‌پا می‌کرد، پیغمبر هم به کسی دستور می‌دادند که او را به فلان‌جا بیاورند و بین خودشان و بین او حَکم می‌گرفتند؛ دنبال جناب آقای والدش، آقای عمر می‌فرستادند که بیاید و بین پیغمبر و بین دخترش قاضی بشود! آن‌وقت قداست اینها را ببین! این رسول ما بود! عمر بعضی اوقات دخترش را می‌زد که چرا با پیغمبر هم‌چنین کاری می‌کنی!4 این‌طور می‌کرد! یک‌چنین کسی بود!

  • حالا بر سر امّ‌سلمه چه آوردند، دیگر باشد!5 اگر خوب می‌خواهید بدانید که اینها چه بر سر فاطمۀ زهرا آوردند، در شرح نهج البلاغۀ ابن‌ابی‌الحدید، این مرد سنّی مذهب شافعیِ معتزلی، خوب بیان می‌کند: «اگر بخواهید بدانید که چرا عایشه با فاطمۀ زهرا دشمنی داشت، من از استادم پرسیدم و او برای من چنین و چنان گفت!» و عللش را مفصّلاً شرح می‌دهد؛ خیلی متقن و محکم.6

    1. السّیرة النبویّة، ج ٢، ص ٣٠٠؛ تاریخ المدینة، ج ١، ص ٣٣٢؛ تاریخ الطّبری، ج ١، ص ٦١٤.
    2. السّیرة الحلبیّة، ج ٣، ص ٣١٣.
    3. جهت اطّلاع بر گوشه‌ای از مخالفت‌ها و اذیّت‌های عایشه نسبت به پیغمبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم رجوع شود به جواهر التّاریخ، ج ٣، ص ٦٠٦ ـ ٦٠٨.
    4. رجوع شود به مجمع البیان، ج ٨، ص ٥٥٥؛ مسند أبی‌یعلیٰ، ج ١، ص ١٦٠؛ جامع البیان، ج ٢٢، ص ٤١.
    5. رجوع شود به سنن النّسائی، ج ٧، ص ٧٠؛ الطّبقات الکبریٰ، ج ٨، ص ٦٣ و ١٣٦؛ أنساب الأشراف، ج ١، ص ٤٢٥؛ المستدرک، ج ٤، ص ١٠٥؛ صحیح البخاری، ج ٣، ص ١٣٢؛ ج ٦، ص ١٦٧ و ١٦٩؛ الکشف و البیان، ج ٩، ص ٨١.
    6. شرح نهج البلاغة، ابن‌أبی‌الحدید، ج ٩، ص ١٩٢.