تأسی به رسول خدا به عنوان اسوۀ حسنه
24فاطمه گفت: «یا رسول اللَه، برای من مرحمت کنید!»
حضرت فرمودند: «بعد از نمازها این تسبیحات را بگو! و بر این تسبیحات مداومت داشته باش تا به آن مقام برسی!» (همین تسبیحات حضرت زهرا.) فاطمه گفت: «من خادم و کلفَت میخواهم چهکار؟! من رضای شما را میخواهم!»1
پیغمبر کارهای بیرون را قسمت کرده بود و همان شبی که دست فاطمه را در دست علی گذاشت، فرمود: «ای فاطمه، کارهای داخل منزل به عهدۀ تو، و کارهای خارج به عهدۀ علی است!»2 تهیّۀ غذا و کاشتن درختها و چیدن خرما و جاری کردن نهرها و جنگ و جهاد و... به عهدۀ علی است، و خانهداری و تکفّل امور داخل منزل به عهدۀ فاطمه است؛3 و این قسمتی است که پیغمبر برای او کرده است و فاطمه هم سِرّ پیغمبر است و راضی است!
غالب تواریخ نوشتهاند:
وقتی فاطمۀ زهرا را برای امیرالمؤمنین زفاف کردند، سنّ آن حضرت نُه سال بود،4 و هنگامی که از دار دنیا رفتند، هجده ساله بودند؛5 آنوقت فاطمۀ زهرا در همین مدّت مختصر، پنج اولاد آورد: یکی حضرت امام حسن، یکی حضرت امام حسین، یکی حضرت زینب و یکی حضرت اُمّکلثوم؛ امّا محسنش هم که ما به او محسن میگوییم، به دنیا نیامد!6 حالا اگر محسن به دنیا آمده بود، چه میدانیم که از امام حسین کمتر بود، و از
امام حسن کمتر بود؟! او هم اولاد علی و فاطمه است دیگر! امّا او را همانطور در همان نطفهبودن کشتند! در همان جنینبودن، بین در و دیوار لِه کردند!7
بشارت رسول خدا در حال احتضار به حضرت زهرا
پیغمبر دارد از دار دنیا میرود و فاطمه خیلی گریه میکند و ناراحت است و این شعرها را میخواند:
و أبیضَ یُستَسقیٰ الغَمامُ بِوَجهِهِ *** ثِمالُ الیتامیٰ عِصمَةٌ لِلأرامِلِ یعنی «ای پدر بزرگوار، تو ابر سفیدی بودی که بر فراز آسمان آن دانههای باران رحمت از تو فرو میریخت، و بر تمام یتیمها و زنان بیوه و مستمندان مانند ابرِ رحمتی بودی.»
پیغمبر فرمود:
ای فاطمه بیا! چرا این شعر را میخوانی؟ آیه قرآن را بخوان: ﴿وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٞ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِ ٱلرُّسُلُ أَفَإِيْن مَّاتَ أَوۡ قُتِلَ ٱنقَلَبۡتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ وَمَن يَنقَلِبۡ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِ فَلَن يَضُرَّ ٱللَهَ شَيۡٔٗا وَسَيَجۡزِي ٱللَهُ ٱلشَّـٰكِرِينَ﴾8.9
- من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ٣٢٠؛ شرح الأخبار، ج ٣، ص ٦٧؛ مسند أحمد، ج ١، ص ١٠٦ و ١٣٦ و ١٥٣؛ سنن أبیداود، ج ٢، ص ٢٩؛ الدّعاء، طبرانی، ص ٩٦؛ الطّبقات الکبریٰ، ج ٨، ص ٢١؛ أنساب الأشراف، ج ٢، ص ١٥٥؛ با قدری اختلاف در مصادر.
- قرب الإسناد، ص ٥٢.
- تفسیر العیّاشی، ج ١، ص ١٧١.
- الکافی، ج ٨، ص ٣٤٠؛ مناقب آلأبیطالب علیهم السّلام، ج ٣، ص ٣٥٧؛ إقبال الأعمال، ج ٢، ص ٥٨٤.
- تاریخ أهلالبیت، ص ٧١ و ٧٢؛ الکافی، ج ١، ص ٤٥٧ و ٤٥٨؛ الهدایة الکبریٰ، ص ١٧٦.
- الهدایة الکبریٰ، ص ١٨٠؛ تاریخ أهلالبیت، ص ٩٣؛ مناقب آلأبیطالب علیهم السّلام، ج ٣، ص ٣٥٨؛ تاج الموالید، ص ٧٦.
- رجوع شود به الهدایة الکبریٰ، ص ١٧٩ و ٤٠٧؛ الإختصاص، ص ١٨٥؛ الإحتجاج، ج ١، ص ٨٣؛ دلائل الإمامة، ص ١٣٤؛ الملل و النحل، شهرستانی، ج ١، ص ٧١، به نقل از نظام؛ میزان الإعتدال، ج ١، ص ١٣٩.
- سوره آل عمران (٣) آیه ١٤٤. امام شناسی ج ١٣، ص ١٩:
«و نیست محمّد مگر رسولی که پیش از او رسولانی آمدهاند و درگذشتهاند؛ پس اگر او بمیرد یا کشته شود، آیا شما بر روی پاشنههای پای خود به عقب واژگون میشوید؟! و هرکس بر روی دو پاشنۀ پای خودش به عقب واژگون شود، ابداً بههیچوجه به خداوند ضرری نمیرساند، و خداوند به زودی پاداش سپاسگزاران را میدهد.» - أنساب الأشراف، ج ١، ص ٥٥٣.

