
تأسی به رسول خدا به عنوان اسوۀ حسنه
لزوم تأسّی به پیامبر اکرم بهعنوان اسوۀ حسنه در تمام جهات حیات انسان. حدّ کمال هر امّتی به اندازۀ حدّ کمال پیغمبر آن امّت. تبیین میزان تأسّی انسان به پیامبر اکرم بهواسطۀ محک امتحان. کیفیّت تأسّی به سنّتهای پیغمبر اکرم. لزوم پرداخت شهریّۀ طلاّب بهصورت آبرومندانه. آثار تأسّی و اقتدا به رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم. نحوۀ پیروی از پیامبر اکرم در مسائل و مشکلات زندگی. 77منافات تبعیّت از پیغمبر با پیروی از سنّتهای کفر و آداب جاهلی. کیفیّت تبعیّت و تأسّی امیرالمؤمنین از رسول اکرم. فرمایش امیرالمؤمنین علیه السّلام در نحوۀ تأسّی به پیامبر اسلام. بناء مکتب پیغمبر اکرم براساس حق. علّت تعدّد عیالات رسول خدا. صبر و تحمّل عجیب رسول اکرم در برابر توطئهها و آزار و اذیّتهای بسیار برخی همسرانشان. دلیل محبّت و علاقۀ فراوان پیامبر اکرم به حضرت فاطمۀ زهرا. حسادت و کینۀ برخی همسران پیغمبر نسبت به حضرت فاطمۀ زهرا. سرایت دشمنی و کینهورزی نسبت به حضرت زهرا از داخل خانۀ پیغمبر به خارج. سبب جاودانگی حقیقت حضرت زهرا سلام اللَه علیها. بشارت رسول خدا در حال احتضار به حضرت زهرا.
تأسی به رسول خدا به عنوان اسوۀ حسنه
5زنها هم در زمانهای متمادی به علاّمه میگفتند: «اجازه بدهید ما با این خانم شما نماز بخوانیم و او امام جماعتِ ما بشود!» علاّمۀ حلّی در این اجازه قدری تردید داشت؛ چون میگفت: «علاوه بر اجتهاد که خب برای زن ممکن است، زن باید بهتمام معنا عادل باشد؛ و من نمیدانم که آیا واقعاً او به این رتبه رسیده است یا نه؟»
خلاصه این زنها گفتند: «آخر این عیال شما از نقطۀ نظر قول و فتوا، چنین
و چنان است، و ما او را بالاتر از عدالت قبول داریم! شما چگونه عدالت را هم از او قبول ندارید؟!» علاّمه گفت: «حالا یک امتحان کنید؛ بروید به این مخدّره بگویید: ”علاّمه یک عیال دیگر گرفته است!“ اگر تغییر حالی برایش پیدا نشد، خُب عیب ندارد؛ اگر تغییر حالی پیدا شد و سر و صدایی کرد، بدانید که اینطور نیست!»
زنها خوشحال شدند و گفتند: ما الآن میرویم و قضیّه را به عیال علاّمه میگوییم و خب او هم میگوید: «سنّت پیغمبر است، گرفته است که گرفته است! چه اشکالی دارد؟!» رفتند و به عیالش گفتند. وقتی رفتند، مشغول درس بود و اتّفاقاً از آن کتابهای درسی که آنوقت همه کتابهای خطّی بود، یکی از کتابهای خود علاّمه را هم باز کرده بود و داشت برای زنها میخواند و درس میداد. تا گفتند: «علاّمه زنی گرفته است!» از بس که عصبانی میشود، کتاب را برمیدارد و در آب میاندازد! و معلوم میشود که قضیّه چیست!
حالا ما همهاش بر زنها نتازیم! در بعضی از مردها هم همینطور، کم و بیش از این مسائل هست؛ منتها آنها نسبت به خود و ما هم نسبت به خود، ما در بعضی از جهات و آنها هم در بعضی از جهات!
کیفیّت تأسّی به سنّتهای پیغمبر اکرم
انسان گمان نکند که میتواند داخل در بهشت بشود، آن بهشتی که پیغمبر بوده است و او را در سدرةالمنتهیٰ ملاقات کند، بدون اینکه به او تأسّی کند! حرفهای دیگر همهاش بیخود است؛ انسان باید به پیغمبر تأسّی کند! مطلب این است.
