جود و کرم خداوند سبب جرأت بندگان گنهکار بر تقاضاکردن از او
10لذا وقتی که مثلا فرض کنید یک نفر میآید و ده دقیقه صحبت میکند و میبینید یک دقیقه آن بد نیستف آن یک دقیقه را برویم راجع به فلان شخص بگوییم و نُه دقیقه را نگوییم، برای چه برویم نه دقیقه را بگوییم! نه دقیقه را انگار اصلا باد هوا بوده، بادی بوده آمده و رفته، آن یک دقیقه، آن یک دقیقه مفیدی بوده، اگر ما این کاررا انجام بدهیم چقدر اوضاع برمیگردد؟ و چقدر این سوء تفاهمات تبدیل به حسن تفاهم میشود؟ چقدر این جریانات تغییر پیدا میکند؟
یک وقت من در خدمت مرحوم آقا در بیمارستان بودم در همان کسالت کیسة صفرای ایشان که در بیمارستان مشهد به مدت یکی دو هفته ابتدائاً بودند تا این که بیماری ایشان کاملا محرز شد و دوباره به بیمارستان مراجعه کردند و تحت عمل قرار گرفتند، یک روز یکی از این پزشکانی که متخصص بود و الان به رحمت خدا رفته، خدا بیامرزد او را، دکتر منوچهر محمدزاده لاری، خدا رحمتش کند، ایشان در همان دورة اول پزشک مرحوم آقا بود، ولی در دورة دوم که کار ایشان به عمل کشید توسط رفیق شفیق و سرور بزرگوارمان آقای دکتر محمد توسلی این مسئله انجام شد، قبل از این که کار به عمل برسد مرحوم دکتر لاری متصدی مسائل ایشان بود، متصدی مسائل پزشکی ایشان بود، یک روز ایشان آمد در بین صحبتهایی میکرد یک قضیهای را نقل کرد که در فلان قضیه قرار بود من از این دنیا بروم و معجزهای پیش آمد، امر غیرعادی و خارق العاده پیش آمد و خداوند من را برگرداند و من دیدم که این که خدا من را برگردانده به خاطر این است که توسط من باید عدهای از مریضها شفا پیدا کنند، عدهای از بیماریها بهبود پیدا کند، خلاصه باید این مسیر طبابت و رسیدن به امور مرضی و به بیماران لابد مصلحتی در آن بوده که باید من دوباره برگردم و ادامه بدهم.

