جود و کرم خداوند سبب جرأت بندگان گنهکار بر تقاضاکردن از او
11ایشان لبخندی زدند و تأیید کردند و قضیه گذشت، ایشان که رفتند بیرون مرحوم آقا رو کردند به من و گفتند فلانی این داستان آقای دکتر لاری را که شما الان شنیدید این جا شما نظرت نسبت به این مطلبی که ایشان گفتند چیست؟ بعد خودشان قبل از این که منتظر بمانند فرمودند: یک وقت انسان میآید و این مسئله را این طور برداشت میکند، این طور که بله، من حتما میبایستی باشم و به توسط من فرض کنید که این مسائل نتیجه بخش خواهد بود، و به دست من این بیماران معالجه خواهند شد، و به توسط من این مسا ئل .... خب این غلط است، صحیح نیست، این قسم تصور، تصور صحیحی نیست، زیرا وقتی که انسان خود اعتراف میکند بر این که آن رفتنی بود و مرگ او حتمی بود و به واسطة کرامت و لطف و عنایت پروردگار، حیات دوباره برگشته، پس بنابراین خود ما داریم اعتراف میکنیم که این وضعیت ما به واسطة لطف او است، دیگر ما نمیتوانیم این امور را به خود نسبت بدهیم و خود را مستقل بپنداریم، خب این غلط است، قسم دوم این است که ببیند چطور بزرگان راه را به آدم نشان میدهند، که آدم بفهمد چطور با مردم حرف بزند، آدم بفهمد و در هر جا نسبت به برادر مؤمن سوءظن پیدا نکند، حسن ظن پیدا کند، مگر این که یقین پیدا کند که مطلب چیز دیگری است، آن دیگر جای خود دارد. ولی تا جایی که میتواند حسن ظن باید پیدا کند، ایشان فرمودند مسئله مطلب دوم کلام ایشان ممکن است بر این قسمت توجیه بشود که خداوند خواسته است مرا علتی از علل و سببی از اسباب و یک واسطه از همه این واسطهها، هزار تا واسطه الان در این دنیا هستند و اینها همه وسائط پروردگار هستند و اینها خب در سلسلة علل تقدیریه حق برای بهبود و مداوا هستند، خب در آن طریق هم پزشک قرار دارد، در آن طریق دارو هم قرار دارد، خب فرض کنید که ده میلیون پزشک وجود داشته باشند، ولی دارو وجود نداشته باشد خب چه فایده؟

