رحمت عام و رحمت خاصّ پروردگار متعال
9پس بنابراین آن چه که موجب تعلق یک طیف به یک جریان است، نه آن دیدگاه و بصیرت واقعی آنها است، مسائلی هست که آنها درگیرش هستند، برای همین هم در شرایع دستور داده شده است که به عمل ظاهر افراد باید نگاه کنید، البتّه رعایت حسن ظن، حمل به صحّت نمودن، اینها همه به جای خودش محفوظ است و باید انسان حمل بر صحّت کند حسن ظن باید داشته باشد ولی وقتی که خلاف میبیند خب خلاف، خلاف است دیگر، و برای او دیگر متیقّن است، دیگر در آن جا حمل به صحّت کردن خریت است، در آن جا حمل بر صحّت کردن کور کردن خود است، در آن جا حمل بر صحت کردن کر کردن خود است، در آن جا حمل بر صحّت کردن پوشش بر روی وجدانیات و قلب و ضمیر انداختن است نه این که هر جایی انسان باید حمل بر صحّت کند، صاف، صاف، دارد خلاف میکند حمل بر صحّت کن یعنی چه؟ حمل بر صحّت یعنی چه؟ چه طور این حمل بر صحّت برای این هست برای او نیست.
این جا است که مسئله روشن میشود که چرا در اسلام حکم شده است بر این که باید بر ظاهر حکم کرد، به خاطر چه؟ به خاطر این که کسی نیاید سوء استفاده کند، نیاید بگوید حالا من شیعه امیرالمؤمنین هست هر غلطی میخواهم بکنم، بکنم، مورد شفاعت قرار میگیرم، نخیر همان امیرالمؤمنین میآید با آن ذوالفقارش میزند و نصفش میکند، این حرفها نیست، بین تو که ادّعای تشیع میکنی و هر جنایتی را که مرتکب میشوی و بین آن شخص غیر شیعه که یهودی و بهایی و نصرانی وغیر ملتزم است و حتّی منکر خدا چه فرقی هست؟ چه فرقی میکند؟ هیچی، فرقی ندارد چرا؟ چون هر دوی این عمل خلاف از یک منشأ نشأت میگیرد و آن منشأ، منشأ نفس است و هر جا نفس باشد خلاف، مایکره اللَه هست، خلاف، آن چه که مورد کراهت خداست هست، حالا آن شخص بهایی باشد، آن شخص مسیحی باشد یا آن شخص شیعه باشد، همه یکی است، تفاوتی ندارد، هیچ فرقی نمیکند، هیچ فرقی نمیکند، آن کسی که دنبال امیرالمؤمنین است و به دنبال مکتب است و خود را به یک جریانی منتسب میکند و منتحل به نحلهای است، آیا نباید فکر کند که او با این کار خود، ضربه بیشتری بر آن جریان وارد میکند تا آن شخص مخالفی که بیاید همین حرف را بزند و بیاید همین کار را بکند؟ کدام ضربه شان بیشتر است؟ کدام بیشتر آبرو میبرند؟ کدام بیشتر میبرند؟!! لذا در این جا تمام این مطالب همه چرند است، همه این حرفها چرند است، این که به صرف منتسب بودن انسان بیاید هر کاری دلش میخواهد بکند و به امید این که حالا که ما منتسب به ولایت هستیم منتسب به تشیع هستیم، در این جا مورد رحمت پروردگار قرار میگیریم، مورد شفاعت قرار میگیریم. ابداً این طور نیست ابدا يا نِساءَ النَّبِي لَسْتُنَّ كأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً1 ای زنهای پیغمبر شما مانند سایر افراد نیستید شما با انتسابتان به پیغمبر جایگاهتان در میان مردم تغییر کرده میگویند زن پیغمبر را نگاه کن.
- آيه ٣٢ از سوره الاحزاب (٣٣)

