
رحمت عام و رحمت خاصّ پروردگار متعال
رحمت عام و رحمت خاصّ پروردگار متعال
12من در زمان سابق که خدمت بزرگان بودم این مسئله را خیلی دقیق احساس میکردم، خیلی دقیق که چطور بزرگان با مرافقت خودشان با اشخاص در صدد تربیت و توسعه وجودی و تصحیح افکار و تصحیح کردار بودند، با مرافقت، با خنده، با شوخی، همراه شوخی یک تکهای میانداختند، یک مسئلهای مطرح میکردند اگر طرف گرفت گرفت، اگر نگرفت دوباره در یک جای دیگری آن را به یک نحوه دیگری و به یک قسم دیگری مطرح میکردند، بلکه بگیرد، بعضیها هم مثل این که نمیخواستند و بعضی هم خب میگرفتند. خود مرحوم آقا میفرمودند به من، چون من در آن مجالسی که مشاهده میکردم ایشان با اساتید خودشان برخورد میکردند چگونه سراپا گوش بودند و چگونه تمام حواستشان را به آنها میدادند و از هر صحبتی نکته میگرفتند و از هر حرکت و اشارهای مطلبی درمییافتند این مسئله را من خودم مشاهده میکردم و این قدر احساس میکردم که مرحوم پدرمان وقتی که اساتیدشان صحبت میکنند دقیق میشوند که حتّی میخواهند از آن کیفیت تغییر و تحوّلاتی که در چهره پیدا میشود از آنها هم مطلب را بگیرند.
یک وقتی ایشان به بنده میفرمودند، بنده در همان سفری که ما مشرّف شدیم در خدمت آنها و ایشان میفرمودند انسان باید از اشارات چهره اولیاء و بزرگان مطلب را بگیرد چه برسد به کلمات ایشان و چه برسد به تصریحات ایشان دیگر کار باید به کجا برسد که شخص حتی تصریح هم میکند که آقا این کار شما خلاف است ولی در عین حال انسان به مطالب دیگری برمیدارد، مسئله را بر میدارد، ما خیلی از اوقات وقتی که خدمت ایشان میرسیدیم از صحبت ایشان نه، بلکه از سکوت ایشان ما مسئله را میفهمیدیم. من یک وقتی میرفتم پیش ایشان یک سؤالی میکردم میدیدم ایشان جواب ندادند، خب میفهمیدم قضیه چیست، مسئله را میفهمیدم چیست، یا این که از نحوه جواب دادن متوجّه میزان و درصد آن حکم و درصد آن تکلیف برمیآمدم این مسئله مسئلهای است، این قضیه قضیهای است که باید خلاصه به او توجّه کرد، این که الآن ما میبینیم حکم شریعت اسلام گسترش پیدا کرده و در میان نفوس مستقر شده به خاطر همین قضایا است به خاطر همین مطالب است که آن اجرای حکم و اجرای تکلیف، برای همه یکسان است و این یک مسئله مسئله توحیدی است، یعنی نمیشود شریعتی در این عالم نازل بشود و بخواهد در افراد استثنا قائل بشود، اصلًا آن شریعت نیست، آن شیطان است، آن شریعت و دین، دین شیطان است.
