اختلاف مراتب اصحاب ائمه علیهم السلام
10خلاصه وقتی نشسته بودیم هنوز صحبت و این حرفها بود، یکدفعه سؤال کردند که آقا اساتید شما چه کسانی هستند؟ شما بگویید چه کسانی اساتید شما بودند؟ من یکدفعه دیدم این آقا رنگش عوض شد رنگش عوض شد. خب سؤالی نکردند، خب اساتید شما چه کسانی بودند؟ عوض شد و شروع کرد ایشان گفتن، که بله استاد ما مرحوم .... حالا دیگر بماند، دیگر این مقدار هم توضیح ندهیم، از افرادی که معروف بودند و تقریرات نائینی را داشتند. فضلا و طّلاب دروس خارج اصول آن تقریراتشان را میخوانند و اینها و ..... ما پیش ایشان بودیم، هفت سال هشت سال چکار میکردیم و میخواندیم و ....، وقتی که تمام شد بعد یکدفعه همین طور خیلی آهسته که فقط ایشان بشنوند ما نشنویم یکدفعه گفتند، یک مدت قلیلی هم پیش آقای خویی! اسم آقای خویی را بله ...! یک مدت قلیلی هم پیش آقای خویی. ایشان هیچی نگفتند و یک چند دقیقه گذشت و یک ربع هم گذشت و مجلس تمام شد و ایشان رفتند. وقتی که رفتند ما با مرحوم آقا آمدیم در حیاط که ایشان بروند سمت اتاق، رو کردند به من گفتند: این آقا تمام درسهایش را پیش آقای خویی خوانده! ببینید میگوید چند صباحی پیش آقای خویی ...! این معلوم میشود کسی است که در هوای نفس است یا نه؟
وقتی که آیت اللَه خویی استاد شما است چرا باید این طور تعبیر بیاورید؟ آیا این نمکنشناسی نیست نسبت به ولی نعمت خودت؟ این نیست؟ این نمکنشناسی نیست؟ چرا؟ چون الآن هم تو ادعّای مرجعیت میکنی هم ایشان، ایشان هم زنده بودند دیگر، مرحوم آقای خویی رحمت اللَه علیه ایشان هم در همان موقع حیات داشتند. خب چه اشکال دارد انسان بگوید آقا ایشان هستند؟ نه! همچنین کسر شأنت میشود پیش یک مرجعی که هنوز زنده است بگویی آقا من شاگرد ایشان بودم؟ شاگرد ایشان بودم شاگرد ایشان بودم یک چند صباحی! یک چند صباحی!

