اختلاف مراتب اصحاب ائمه علیهم السلام
11ببینید این دوتا را بگذارید بغل هم، او میآید جلوی افراد به مرحوم آقا میگوید آقا ما معنی این حقیقت وحدت وجود را نَمیفهمیم این را شما بیایید برای ما توضیح بدهید، این جلوی افراد این طور میگوید خدا رحمت کند الان اینجا دوباره یک قضیه یادم آمد، اینها را انسان باید بگوید، این حکایات اینها همه برای بخصوص ما اهل علم مذّکر است، منبّه است باید بگوید. این صفات حسنه بزرگان را انسان باید بیان کند تا اینکه ما بدانیم که راهمان چه جوری باشد و مسیرمان را چگونه اختیار کنیم؟ آیا مانند او باشیم یا مانند این باشیم؟! لذا بنده در مواردی که جنبه نقدی دارد اسم نمیآورم معمولًا، حالا مگر یک وقتی حالا خطئی و به اصطلاح سبق لسانی، چیزی بشود و الّا اسم نمیآورم. ولی در آنجایی که صفت مستحسنه است باید بگویم.
مرحوم آیة اللَه میرزا هاشم آملی رحمة اللَه علیه ایشان از مراجع بود در همین قم و مرد فاضل، با سواد و خوش نفسی بود، این سومی برای من مهم است، خوش نفس بود و تا حدودی بی هوا هم بود، بی هوا، من یادم است که در یک مجلسی که با ایشان بودیم و مرحوم آقای مطهّری بودند و کسانی دیگر بودند در همین قم و عدّه زیادی بودند، نهاری دعوت کرده بودند در خدمت ایشان بودیم در همین منزل خودشان، در اینجا، ایام نوروز بود ایشان رو کردند به مرحوم آقا گفتند، آقا ما شاگرد پدر شما هستیم، آقا شما میدانید؟ ما شاگرد پدر شما هستیم، ما شاگرد پدر شما هستیم، خیلی بلند و با اظهار خیلی شعف و ....! بعد ایشان بعداً به من فرمودند، ایشان مقداری فقط از مغنی پیش پدر ما خوانده، آن وقت این جور دارد این مسئله را اظهار میکند که ما شاگرد پدر شما هستیم و اینها، حالا باب اوّل یا باب رابع، ولی همه آن را هم نخوانده بود، در آن موقع که ایشان نجف بودند ایشان یک مقداری از مغنی پیش او خوانده بوده. چقدر خوب است انسان واقعاً صاف باشد. برای خودش نگه ندارد، این افراد، افراد موفقّی هستند، اینگونه افراد، اینگونه صفات.

