اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم ابتهاج نسبت به ذات و لوازم ذات

14362
سال 1431
جلسات
نسخه عربی

لزوم ابتهاج نسبت به ذات و لوازم ذات

5
  • ارزش می‌شود غیرارزش و غیرارزش می‌شود ارزش. کلاهبرداری می‌شود زرنگی، دزدی می‌شود زرنگی و خلاصه عاقبت اندیشی و و و و ..... این به طور کلّی اصلًا تغییر ماهیت ارزش به ماهیت غیرارزش می‌شود آن‌جا دیگر کار آدم تمام و پرونده بسته است. ولی نه! تا وقتی که به آن‌جا نرسیدیم ما نسبت به اوصاف و خصوصیاتی که در درون خود داریم واکنش نشان می‌دهیم. چقدر خوب بود من مثل او بودم. چقدر خوب است که من خصوصیات فلان فرد را داشته باشم. این چقدر خوب است، نگاه کن ببین چقدر خوب است نگاه کن ببین چقدر آدم خوبی است. نگاه کن ببین چقدر صاف است، نگاه کن ببین غلّ و غش در کار او نیست. نگاه کن ببین با همه صادق است. نگاه کن ببین در جایی که به ضررش هست باز راست می‌گوید. نگاه کن ..... این نگاه کن نگاه کن‌ها برای چیست؟ به خاطر این است که نسبت به اوصاف و غرایز و صفات و خصایل فطری که خدا در ذات انسان گذاشته است، نسبت به او واکنش نشان می‌دهیم. تشخیص می‌دهیم که این عمل خلاف و ..... و به دنبال رسیدن به او برمی‌آییم به دنبال وصول و به دنبال از بین بردن و طرد کردن و محو کردن آن صفات غیرمستحسنه برمی‌آییم. این حالتی را که نسبت به صفات مستحسنه در خود می‌بینیم این را می‌گویند ابتهاج نفس.

  • حالا گاهی اوقات هم ممکن است انسان نسبت به بعضی چیزهای بیخودی ابتهاج پیدا کند مثلًا فرض کنید که مال زیاد باشد خوشحال بشود در درونش که این مال زیاد دارد. این چیز بیخودی است فایده ندارد و چیز قابل توجّهی نیست. ولی این صفاتی که نه! مثلا شخص دارای علم است علمش زیاد است ابتهاج به علم دارد، یک شخص هنر دارد ابتهاج به هنر خود دارد. یک خطّاط، یک نقّاش، دیده شده که بعضی از این خطّاطها و یا نقّاشها وقتی که یک خط می‌نویسند آن قدر خودشان مبتهج می‌شوند و به خود می‌بالند از یک همچنین اثری که از آنها ظهور پیدا کرده است که اگر حتّی به میلیونها هم باشد حاضر نیستند بفروشند، یعنی این اثر را نمی‌خواهد از خودش دور کند در حالی که این اثر اگر از یک شخص دیگر باشد خوشش می‌آید، لذّت می‌برد، از ریزه‌کاریهایی که در این اثر هست ولی نه به اندازه آن زمانی که این اثر از خودش به وجود آمده، فرق می‌کند. این فرق در چیست؟ در اینکه این را از خودش می‌بیند و آن را از دیگری می‌بیند، این را از تراوشات و آثار ذات می‌بیند و چون انسان مبتهج به ذات است مبتهج به آثار ذات و بروزات و ظهورات ذات هم خواهد بود.