لزوم ابتهاج نسبت به ذات و لوازم ذات
10لذا بزرگان فرمودهاند کاری به کار پدر و مادر نداشته باشید وظیفه خودتان را باید ببینید چیست؟ تکلیف خودتان را، مبادا حالت بی اعتنایی از شما ببینند. مبادا حالت سستی ببینند. مبادا حالت بی توجهی از شما ببنند. مگر شما نمیخواهید دنبال من باشد؟ خب راه همین است، راه همین است. خدا میگوید مگر نمیخواهید بیایید به سمت من؟ آیا میخواهی به سمت من بیایی برخلاف آنچه که مرام و مسلک و طریق وصول به من اقتضا میکند؟ هیچ وقت نمیرسی، نمیرسی. راه من راه ادب است راه من راه اخلاق است راه من راه تربیت است و راه من راه گوش دادن است. گوش باید بدهی. این راه راه من است پدر هر چیزی که دارد، هر مرامی که دارد، هر مسلکی که دارد برای خودش دارد البتّه انسان باید از نصیحت مشفقانه دریغ نکند، از آماده کردن بستر مناسب برای پذیرش دریغ نباید بکند ولی اینکه حالا فرض کنید که او یک مطلبی را میگوید انسان اخم و تخم کند و نمیدانم چه .....، نه نه نه!! این حرفها نیست دور میزنند، آدم را کنار میزنند.
چرا میگویند مادر! الجنة تحت اقدام الامهّات1 چرا؟ چون مادر وسیله برای وجود انسان است. وسیله برای ظهور انسان است، وسیله برای جَلبِ نعمات است، اگر انسان مادر نداشت خب حالا مادر ندارد دیگر، بی مادر است، راحت است دیگر و یک وقت دارد و توسّط این مادر .....، مرحوم آقا سید احمد کربلایی از جمله مصادقی است که برای ما میتواند در این زمینه اسوه باشد، مرحوم آقا سید احمد کربلایی، مادر ایشان بسیار زن بداخلاقی بوده نسبت به ایشان، نسبت به فرزندش! عجیب است دیگر، واقعاً عجیب است دیگر! خدا گاهی اوقات امتحاناتی که برای انسان میآورد خیلی انسان باید حواسش جمع باشد. یک آب خوش نگذاشت از گلوی فرزندش پایین برود، این تعابیری که من دارم میآورم، دارم دقت میکنم. هر چیزی که ایشان میخرید و میآورد در منزل، فوری میآمد خب این زن دارد، بچّه دارد، مرحوم آقا سید احمد عالم بزرگ نجف، از بزرگان از اولیاء همین که میآمد، مادرش فوری میآمد جلو، آن پاکتی که دستش بود آن پاکت را [میگرفت] نگاه میکرد و آن چیزهایی که بهتر بود برای خودش [برمیداشت] و بقیه را پرت میکرد در حیاط! عجیب اینجا است که عیال مرحوم آقا سّید احمد اصلًا به روی خودش نمیآورد! چه زن بزرگواری بوده! مگر این جوری هستند آقا؟ بَه، اینکه هیچی! یک صدم اینها را ببینند کاه دود راه میاندازند! اینکه هیچی! ای فلان! من کی هستم؟ او کی هست؟ این بساط ....! اینها را انسان بایستی که بداند و روی آنها فکر کند و خودش را منطبق کند و بداند که یک روزی تمام میشود. مسئله یک روزی تمام میشود. هم آن رفت، هم آن رفت، هم آن رفت، همه رفتند، الآن دیگر نیست. حالا وقتش است که انسان ببیند که کی برده و کی باخته؟ همه رفتند. این دنیا این طور نیست که کسی را نگه دارد، حالا ده سال زودتر و پنج سال دیرتر بالاخره، هم آقا سید احمد رفت، هم مادرش رفت، هم عیالش رفت، اینها همه رفتند، تمام شد.
- مستدرك الوسائل، ج ١٥، ص ١٨٠.

