لزوم ابتهاج نسبت به ذات و لوازم ذات
12همین قدر بدانید که مرحوم آقا میرزا محمّد تقی شیرازی، ایشان را کاندید مرجعیت بعد از خودش کرده بود، یعنی کسی که در سن ٤٣ یا ٤٤ سالگی و او در سن هشتاد سالگی، کاندید مرجعیت کرده بود یعنی در یک همچین رتبهای از علم [بوده] البتّه مرحوم آقا میرزا محمّد تقی اهل دل بود، اهل باطن بود و میدانست خبرهایی هست و اینها، میدانست قضیه یک چیزی هست که بعد آن قضّیه که مرحوم آقا در اوّل توحید علمی و عینی بیان کردند و آن اولتیماتومی که مرحوم آقا سید احمد داد به میرزای شیرازی که امروز اگر شما بخواهید پا از گلیم خود بیرون بگذارید در فردای قیامت که حکومت از آن ما است چه خواهید کرد؟ و من در آنجا در جلوی رسول خدا جدّم جلوی شما را خواهم گرفت و شما را به این عملی که انجام دادید نگه میدارم و نمیگذارم حرکت کنید و راست هم میگوید، حکومت دست اینها است حکومت آن دنیا دست اینها است، دست اینها است.
هیچ وقت این قضیه یادم نمیرود، هیچ وقت. در مشهد بودیم در بیمارستان قائم، مرحوم آقا کسالت قلب پیدا کرده بود، آقای دکتر ذکاوت الآن یادشان است من این جریانات را میگویم، ایشان در جریان بودند. آن کسالت اوّلشان که مدّت دو هفته در سی سی یو و بعد هم در بخش و اینها بودند. یک روز که آمده بودند در بخش و خب دکترها، دوستان، افرادی که ارتباط داشتند میآمدند، میرفتند، عیادت میکردند، یک روز یکی از اطبّای معروف به نام آقای دکتر فتّاحی که ایشان جرّاحی توراکس داشتند و بسیار مرد بااخلاق و متدّین و مذهبی بود، ایشان به اتفاق چندتا از دوستانشان آمده بودند برای عیادت پیش ایشان و ما هم بودیم، نشسته بودند یعنی این قدر حالشان مساعد شده بود که میتوانستند بنشینند. در آنجا صحبت شد که یکی از آقایان که الآن او مرده است، یکی از آقایان بخشنامه کرده یا نامه داده یک همچنین چیزهایی که سقط جنین آزاد است و شخص میتواند به بیمارستانها و اینها، آقای دکتر فتّاحی ایشان میگفت که بخشنامه کردند که میتوانید در یک همچنین موقعیتهایی سقط جنین کنید و هیچ اشکالی ندارد! و دکتر فتّاحی و بقیه میگفتند: این چه مسئلهای دارد؟ این چه صورتی دارد؟ این چه حکم شرعی دارد؟ این جنین که هنوز چیزیش نیست طوریش نیست برای چه سقط شود؟ یعنی آنها هم معترض بودند نسبت به این قضّیه، با اینکه آنها اهل علم نبودند ولی این قدر وجدانشان به آنها [نهیب میزد] و فطرتشان راضی نمیشد نسبت به همچنین مطالبی ساکت باشند!

