اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم ابتهاج نسبت به ذات و لوازم ذات

14362
سال 1431
جلسات
نسخه عربی

لزوم ابتهاج نسبت به ذات و لوازم ذات

15
  • ایشان می‌گویند یک نفر خلاصه از افاضه ایشان در امان نبود، به هر کسی می‌رسید یک چیزی می‌انداخت، به هر کسی، به آن چیزی می‌گفت به آن چیزی می‌بست و چون هیچ ایرادی نتوانست از میرزای شیرزای بگیرد، هیچ ایرادی نتوانست بگیرد، گفت میرزا صفای باطن و خوب بودنش ذاتی است، هنر نکرده، گفت هنر نکرده! این خوبیش ذاتی است ذاتی است! مثل آب که صفایش ذاتی است این هم خوبیش ذاتی است هنر نکرده! و اّلا اگر می‌توانست، از هر کجا، از لای پرونده شده، اینها یک چیزی درمی‌آورد می‌بست به میرزا.

  • یعنی این قدر این مرد، مرد باصفا و طهارتی بود مرحوم میرزا که عیبی که توانست این مرحوم آقا شیخ هادی [طهرانی‌] بر او بگیرد عیبش این بود که خوبی او ذاتی است و خودش کسب نکرده [و خودش‌] به دست نیاورده و این حرفها، این از اوّل این طور خوب بوده، از اوّل باصفا بوده، هنر نکرده، خلاصه کاری نکرده، خلاصه این عیب را به این گرفته. آن میرزای به آن وضعیت مرجع بعد از خودش را که مرحوم سید احمد قرار می‌دهد، سید احمد ناله و فغانش به آسمان می‌رود تو کی هستی که من را بعد از خودت انتخاب کردی؟ چه کاره هستی؟ به تو چه مربوط است که تو حالا می‌خواهی بعد از خودت فلان کنی؟ مرگ و حیات به دست خدا است می‌میری بمیر، چرا می‌آیی من را گرفتار می‌کنی؟ چرا می‌آیی من را مبتلا می‌کنی؟ چرا می‌آیی احتیاطات را به من ارجاع می‌دهی؟ چون در آن موقع احتیاط [را] وقتی که ارجاع می‌دادند معنایش این بود که در نظر او مرجع فرد دیگری خواهد بود؟ برای چه این کار را می‌کنی؟ من تکلیف خودم را دارم تو تکلیف خودت را داری، تکلیفت را احساس می‌کنی که مرجعیت را داشته باشی خب داشته باش و بعد هم که فوت کردی تمام شد، به رحمت خدا رفتی تمام شد، مگر دنیا خدا ندارد؟ تو نمی‌خواهد دل بسوزانی برای مردم! بخواهی این دفعه این کار را بکنی، این دفعه دیگر با من و جدّم طرف هستی! البتّه میرزای شیرازی هم سید نبود ها! البتّه نه آن میرزای بزرگ ها، آن میرزای بزرگ که میرزا حسن شیرازی بود. آن سید بود اگر سّید بود می‌گفت آقا اگر تو جدّ داری من هم جدّم آن‌جا است و با هم دیگر می‌رویم تصفیه حساب می‌کنیم. ولی این میرزا، میرزا محمد تقی شیرازی ایشان سید نبود و شیخ بود ولی بسیار مرد بزرگی بود بسیار با طهارت نفس بود و مرحوم آقا حکایتها از طهارت نفس ایشان بیان می‌کردند. ایشان استاد پدربزرگ ما هم بوده، مرحوم حاج محمد صّادق تهرانی، ایشان از شاگردان میرزا محمّد تقی شیرازی بوده در سامراء و بعد در کربلا.