لزوم ابتهاج نسبت به ذات و لوازم ذات
16موقعیت و مسئله مرحوم آقا سید احمد به همین نحو بوده که با مادرش به این کیفیت بوده و وقتی که از دنیا میرود زودتر از مادرش از دنیا میرود وقتی که از دنیا میرود مسئله دگرگون میشود، دیگر از این بعدش را نمیشود گفت که واقعاً چه بر سر این مادر آمد به واسطه اذیتهّایی که به فرزندش کرد قابل گفتن نیست، قابل گفتن نیست، دنیا حساب دارد. درست است مادر بودی ولی بالاخره این هم بنده خدا بود، این هم عبد خدا بود، این هم بالاخره حساب و کتاب دارد. زن او چه گناهی کرده بود که این قدر تو به او فشار میآوردی؟ روی چه حسابی؟ روی چه حسابی تو او را اذیت میکردی؟ آخر روی چه حسابی؟ اینها مسائلی است که برای انسان باید موجب عبرت بشود. خلاصه به روزگاری افتاد که هر کسی در خیابان میگذشت به حال او ترحّم میکرد، فی الجمله و سربسته و دربسته و بعد هم به واسطه بیماری همان جا در خیابان فوت میکند، میبرند او را دفن میکنند.
این مسئله احترام به پدر و مادر در همین راستا قرار دارد در راستای همان جهت ربوبیت است که خداوند به واسطه همان ربوبیتّش، اقتضای تواضع و خشوع را در ما دارد ولی نسبت به پدر و مادر هم اینها وسیله هستند از نظر تکوینی لذا بزرگان میفرمودند باید احترام آنها محفوظ باشد. احترام پدر و مادر باید حفظ بشود و این احترام برای انسان کار میکند ها! انسان نه اینکه خیال بکند که حالا یک احترامی همین طوری نگه دارد نه! کار میکند، گره باز میکند، گره انسان را باز میکند موانع را از سر راه برمیدارد، راه انسان را هموار میکند، خدا این طور قرار داده دیگر، خدا این طور قرار داده. اگر کسی میخواهد از پیش خودش راهی را اختراع کند خب بسم اللَه! ولی اگر میخواهد بر طبق آنچه را که باید عمل کند این عمل، همین است، عمل، احترام واقعی است به پدر و مادر و رعایت حال آنها و باید بداند که روزی فرا میرسد که انسان غبطه میخورد! ای کاش بیشتر این مسئله را ملاحظه میکرد، بیشتر ملاحظه میکرد، بیشتر ملاحظه میکرد. خب دیگر فرصت نیست، دوباره عمری که به دست نمیآید تا آنها زنده بشوند و انسان به این مطالب بخواهد ترتیب اثر بدهد. علی کل حال بالاخره انسان در طول زندگی خودش دارد مواردی که گاهی در توجّه به آنها حسرت میخورد و آه میکشد که فرصت را از دست داده است باید انسان از خدا بخواهد که خداوند به او توفیق بدهد تا به آنچه که [باید عمل کند، به موقع عمل کند.]

