
لزوم ابتهاج نسبت به ذات و لوازم ذات
لزوم ابتهاج نسبت به ذات و لوازم ذات
19یکی از آن تکالیف هم ذبح فرزند، خب چه میفرمایید؟ ذبح فرزند! ولعل اینکه حضرت اسماعیل ذبح میشد، ذبح میشد، تمام! مگر حضرت علی اکبر نشد؟ هان؟ چه فرقی میکند؟ چه فرقی میکند بین حضرت علی اکبر و حضرت اسماعیل؟ چه فرقی میکند؟! قضیه را دارید دیگر! چه فرقی میکند بین حضرت علی اصغر و حضرت اسماعیل؟ البتّه اگر بنده باشم که میگویم حضرت علی اکبر کجا؟ کجا؟ اوه! کجاها هست که خب حضرت اسماعیل باید به آنها جاها ملتجی بشود، التجا بیاورد. حضرت علی اکبر تالی تلو معصوم، به مقام عصمت مطلقه! چیز عجیبی بود اصلًا. امام حسین ثانی بوده امام حسین ثانی بوده. چه فرقی میکند که در آنجا حضرت پروردگار به ابراهیم خلیلش امر میکند که برو با دست خودت ذبح کن و حضرت علی اکبر که میآید اجازه میدان میگیرد امام حسین میگوید برو! اینکه هر دو یکی است هر دو یکی است، آن هم میداند که الآن برود در این میدان سالم برنمیگردد، با بدن تکه تکه شده و فلان و این حرفها روبرو میشود.
آن شعر یادتان میآید؟ چه میگوید خواجه؟ مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ. (بَه بَه! خدا رحمتش کند) مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ (مرید پیر مغان یعنی امام حسین) که وعده تو کردی و او بجا آورد1 که وعده تو کردی و او بجا آورد. وقتی که حضرت علی اکبر میآید تا اذن میگیرد امام حسین میگویند برو، همه جا امام حسین میایستند، راجع به حضرت ابالفضل تأمّل میکنند، راجع به برادرانشان، برادران حضرت ابالفضل که سه برادر دیگر بودند عون و جعفر و اینها بودند [که در مورد] اینها تأمّل میکنند، راجع به همه، راجع به حبیب، دوستانشان، ولی راجع به حضرت علی اکبر تأمّل نمیکنند! این چیز عجیبی است خیلی عجیب [است] این مسئله!
مرید پیر مغانم ز من مرنج این شیخ *** چرا که وعده تو کردی و او به جای آورد - .
مرير پير مغانم زمن مرنج اى شيخ *** چرا كه وعده تو كردى او به جا آورد
(از جناب حافظ عليه الرحمى)
- .
