اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای کراهت و عدم رضایت پروردگار از بندگان

14558
سال 1431
جلسات
نسخه عربی

معنای کراهت و عدم رضایت پروردگار از بندگان

13
  • انبیاء این را می‌گفتند که اجر ما این است که احساس کنیم یک نفر هدایت پیدا کرده گرچه ما را هم اصلًا نبیند. در هیئت ما شرکت نکند سینه نزند، همین طور سینه سینه بزند! شرکت بکنند سینه زدن خیلی چیز می‌شود تق توق خلاصه شترق! خیلی اهمیت جلسه بالا می‌رود! مخصوصاً که تق! محکم هم بزنند ولی اگر نه! یکی بگوید مگر شما نمی‌گویید ما مبلّغ هستیم؟ خیلی خب آن‌که مربوط به من است بگو می‌روم پی کارم دیگر نگاهت هم نمی‌کنم! ا پس چرا این همه بروم زحمت بکشم؟ این همه بروم کتاب مطالعه کنم، بلند شوم بروم چشمم را به کار بیاندازم، عمرم را فلان! همین طوری تو بگیری بروی؟ نخیر! باید تشریف بیاوری این‌جا، باید بلند شوی بیای این‌جا در مجلس صبحانه بخوری، سرت را هم بیاوری بالا به همه نشان بدهی که من آمدم، موقع سینه‌زنی که می‌شود تق توق بزنی، موقع شعرهای اعیاد که می‌شود قشنگ داد بزنی که ابهّت مجلس و جلال مجلس برود بالا! این درست و حسابی است و الا ما بلند شویم بیایم یک چیزی بگوییم که دستور اسلام و دستور اخلاق و بگیری و بروی پی کارت، این‌که چیزی نشد! پس ما این‌جا همین جوری ستون هستیم برای شما؟ نه آقا! این‌ حرفها نیست. باید بیایید در مجلس کارت بزنید که بفهمیم حضور پیدا کردید، کی آمده، کی نیامده، اگر نیامد دنبالش بفرستیم برای چی نیامدی؟ کلاس تشکیل شده، جلسه تشکیل شده، هیئت تشکیل شده ما شما را ندیدیم خب ندیدی که ندیدی، مسئله‌ای بوده خب شنیدیم و بعد هم می‌خواهیم برویم به آن عمل کنیم. می‌گوید نخیر! آقا باید بیای کارت بزنی، کارت بزنی، حضورت را در این‌جا اعلان بکنی! بله سیاهی لشگر درست کنی.

  • انبیاء این نیستند. انبیاء می‌گویند اجر ما فقط چیست؟ اجر ما این است که شما هدایت پیدا کنید، اصلًا ما را هم دیگر نبین، یک روز بیا، مالک بن نویره چی بود آقا؟ یک روز آمد پیش پیغمبر. افرادی بودند که از قبیله می‌آمدند، فقط یک بار پیغمبر را می‌دیدند و می‌رفتند، پیغمبر نمی‌گفت آقا بلند شو بیا مدینه هر روز پشت سر من در صف بایست. می‌آمد دستور را می‌گرفت مطلب به دستش می‌آمد، برو عمل کن تمام شد چرا؟ چون پیغمبر اجر نمی‌خواهد. پیغمبر خوشحال، که این آمد و دستور را به او داد و وظیفه‌اش را برای او بیان کرد و این هم رفت، خوشحال است، تمام شد، نسبت به این، انجام دادم. نسبت به این، وظیفه را انجام دادم.