اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای کراهت و عدم رضایت پروردگار از بندگان

14558
سال 1431
جلسات
نسخه عربی

معنای کراهت و عدم رضایت پروردگار از بندگان

7
  • ما این مطلب را لمس و مسّ و شهود و وجدان کردیم. شهود کردیم و چقدر برای ما آموزنده بود، چقدر برای ما مفید بود و چقدر برای ما تأثیرگذار بود، تأثیرگذار. ما فهمیدیم این کلام امام سجّاد را، درک کردیم، الآن این کلام امام سجّاد واقعاً به جان من می‌نشیند، می‌فهمم، می‌فهمم، این عبارت امام سجاد را می‌فهمم که خدایا به هر اندازه که در میان مردم به من شهرت، رفعت، عزّت، آبرو می‌بخشی به همان اندازه در درون خود مرا خوار بگردان، خوار بگردان. پایین بیاور، به خود نگیرم، اینها را به خود نگیرم نه این‌که همراه با آن قافله و همراه با آن نردبان و همراه با آن موقعیت، خودم هم یادم برود که چه هستم و وضعیت خودم را فراموش کنم. خدا دیگر انسان را نگه دارد. انسان واقعاً باید به خدا پناه ببرد و از او باید استمداد کند.

  • در این فقره حضرت سجّاد می‌فرماید: من آن‌چه را که باعث ناراحتی تو است بجا می‌آورم در عین حال هم جرأت دارم، جرأت دارم بر این‌که از تو سؤال بکنم، درخواست بکنم. در شبهای گذشته اگر نظر رفقا باشد عرض شد که کراهتی که در این‌جا هست، این کراهت به خود ذات خدا برنمی‌گردد، یعنی ذات ربوبی کراهت ندارد نسبت به آن فعل خارج و آن عمل خارجی که در این‌جا اتفّاق می‌افتد، چون کراهت ذات نسبت به فعل که آن فعل خارج از ذات نیست به معنای ترتّب نقصان بر آن آثار ذات و بر آن حقیقت ذات که وجود بحت و بسیط است نقصان مترتب بشود یا امر غیر راجحی که مستوی الطرفین است و مساوی الجهتین هست در آن‌جا تحقّق پیدا کند و هر دوی اینها که از ذات ربوبی ممتنع است. چطور ممکن است ذات ربوبی، حقایق وجودّیه در ذات او دچار منقصت بشوند و از آن حقیقت وجودیه پایین بیافتند و نقصانی بر آنها عارض بشود؟ این‌که محال است. یا این‌که از نقطه نظر تحقّق خارجی که به واسطه هدف غایی، آن فعل انجام می‌گیرد آن حقیقت وجودّیه، ظهور بلا ترجیح داشته باشد، این هم محال است. هر دوی اینها محال است پس آن‌چه که در عالم اتفّاق می‌افتد آن عبارت است از خیر محض و از مصلحت محضه و از واقعیت محضه، البتّه راجع به این قضیه خب ادامه نمی‌دهیم و برمی‌گردیم به آن قسم خلقی مسأله نه ربّی مسأله.