معنای کراهت و عدم رضایت پروردگار از بندگان
8اما از نقطه نظر خلقی، این کراهت به خود ما برمیگردد. اینکه میگوییم فلان عمل مورد رضای خدا نیست یعنی این عمل موجب منقصت در خود ما خواهد شد، آن کمالی که بر وجود ما مترتّب است، برای آن کمال، مانع و سدّ ایجاد خواهد شد به معنای این است نه به معنای اینکه خدا راضی نیست، اگر راضی نیست پس چرا خلق میکند؟ چرا اجازه میدهد؟ چرا اراده او تعلّق میگیرد؟ چرا جلویش را نمیگیرد؟ خدا راضی نیست دیگر، مثل اینکه من از یک مایعی هست، این مایع، مایع بدمزه و تلخ و غیر مفید، در عین اینکه من نسبت به این اشمئزاز و تنفّر دارم بلند شوم هی بخورم، خب میتوانم نخورم، کسی اجبار نکرده، کسی که نسبت به انجام فعلی تنفّر دارد خب طبعاً مرتکب نمیشود. آن وقت میگوییم این عمل مورد عدم رضای پرودگار است، مورد کراهت پروردگار است در عین حال هم خدا اجازه میدهد که انجام بشود، خب این کجایش حکیم است؟ کجای این فعل از یک حکیم آن هم حکیم علی الاطلاق که فعل او عین حکمت و حکمت، عین فعل او است و ذاتی او است و منتزع از او است نه اینکه فعل او منطبق بر حکمت است سر میزند؟ یک همچنین چیزی سر نمیزند.
این به خود ما برمیگردد یعنی آن فعلی که مورد رضای خدا نیست آن فعل ضررش متوجّه او نخواهد شد ضررش متوجه خود ما خواهد شد. وقتی که ما از یک عمل حرام اجتناب میکنیم ما باید به خدا افتخار کنیم و پز بدهیم که خدایا این عمل حرام را به خاطر تو انجام ندادم یا او باید به ما افتخار کند که تو را موفّق کردم که یک همچنین ضرری متوجّه تو نشود و نگذارم که این به تو برسد؟ مثل اینکه ما جاهایمان را اشتباه کردیم؟! وقتی که یک عمل واجب را انجام میدهیم ما باید بر سر خدا منّت بگذاریم که این عمل را انجام دادیم، بلند شدیم نماز خواندیم حالا دو قرت و نیم تو هم باقی است! نمازت را هم خواندیم دیگر، روزه تو را هم گرفتیم، یک ماه رمضان را روزه گرفتیم الحمدلله! یا اینکه او باید بر ما منّت بگذارد که به واسطه انجام این عمل واجب به یک نقطه از نقاط کمالیه مترتبّه بر این تکلیف، شما به آن نقطه رسیدید و آن را حیازت کردید؟ قضیه به ما برمیگردد نه [اینکه] قضّیه به او برگردد.

