اجر أنبیاء الهی بازشدن راه أفراد بسوی خداوند متعال
11دیگر كارش درست شد ببینید اولیاء را این شعف را دارید میبینید، این خنده را دارید میبینید؟ خنده بعد از آن قهرها است ها؟!! چقدر گیر پدر ما آمد یك ده شاهی گیر آمد اینها دنبال این حرفها قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلًا1 من این است كه تو الآن راهت باز بشود تو الآن راهت بسته است، من قطع دارم در آن وقتی كه ایشان این كارها را انجام میدادند یك شب نمازشب از این شخص فوت نمیشد ولی نمازشب فایده ندارد یك عمل مستحب از این فوت نمیشد، كارهایش، ارتباطاتش، مكاشفاتی كه داشت مكاشفات او قطع نمیشد ولی همة اینها متوقّف شده و ایستاده باید رد شود رد شدن چاقو میخواهد، سوزن میخواهد جراحّی میخواهد، این جراحّی باید انجام بشود، انجام نشود این غدّة سرطانی حساب را میرسد حساب را میرسد و ناكام و ناپخته و خام از این دنیا رفته، حیف نیست.
شما كه شاگرد آقای انصاری بودی، شاگرد آقای حداّد بودی شاگرد علاّمه تهرانی بودی یك عمرت را در این راه گذاشتی حیف نیست این آخر دست خالی بروی! آن ولیخدا دارد این جا را نگاه میكند این جا جای دستگیری است این جا را میگویند كه این رفیقی كه هفتاد سال با او بودیم، الآن این رفاقت را باید حقّش را انجام داد، باید حقّش را ادا كرد، حقّش این است كه بگذرد از آن گیری كه دارد باید رد شود كه اگر با آن گیر برود دیگر آن دنیا فایده ندارد، او را نگه میدارند، آن وقت آن دنیا میگوید آقای حاج محمّد حسین این رفیق، ای استاد، ای بزرگ، ای ولی، چرا نكردی تو كردی و من زیر بارنرفتم خب یك چیزی، چرا انجام ندادی چرا من را ا ین جا در این حال ابتلاءنگه داشتی؟! میتوانستی از تو برمیآمد از تو برمیآمد چرا نكردی؟! یك وقتی تو میكردی من زیر بار نمیرفتم میگفتم نه آقا این حرفها چیست به طوری كه خیلیها هم اتفّاق افتاده، دیدید بسیار هم بودند آقا این حرفها چیست، این مسائل چیست و ما خودمان راه را یاد گرفتیم و استاد تا یك حدّی است و از این مسائل و چرت و پرتها، ولی اگر شما راجع به من این را انجام میدادی شاید من ترتیب اثر میدادم، توجّه میكردم. آن وقت مرحوم آقا چه جوابی دارد بدهد؟ چه جوابی جواب ندارد؟ جواب ندارد دیگر! لذا میگوید اعمال كنم اعمال كنم دستش را بگیرم، از این جهنّم درآورم.
- آیه ٥٧ از سوره فرقان(٢٥)

