اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اجر أنبیاء الهی بازشدن راه أفراد بسوی خداوند متعال

14255
سال 1431
جلسات
نسخه عربی

اجر أنبیاء الهی بازشدن راه أفراد بسوی خداوند متعال

12
  • از این اطرافیان شیطان وحشی او را خارج كنم از این یك مشت لات و یك مشت آدم لاابالی كه هیچ هنری جز سخریه بر سلوك ندارند و معرفت، آن را بیرون بیاورم این كه دیگر داد و بیداد ندارد این كه دیگر آن طرف و این طرف تلفن كردن ندارد این كه دیگر به این جا و آن جا شكوه و گلایه كردن ندارد عزیز من دارم دستت را می‌گیرم كجایی؟ كجایی درست؟! گفتند: دیشب خواب دیدم سحر كه گذرنامة او را گرفتم گذرنامة كربلا و دارد می‌رود خندیدم و گفتم دخلش آمده همین روزها است كه انا لله و فلان ایشان خندیدندو سری تكان دادند و حالا خدا بزرگ است، اتفّاقا بنده خدا یك ماهی بیشتر چیز نشد که دیگر به رحمت خدا رفت، در بیمارستان بود، یكی از افراد، از رفقا رفته بود برای دیدن او در همان روزهای آخر گفت آقای آقا سید محسن كه نیامده اینجا یعنی نتوانسته بیاید ولی برو به او بگو كه پدرت آن حق رفاقت را نسبت به من انجام داد، كار ما را تمام كرد. پدرت آن حق رفاقتی كه با هم داشتیم دهها سال داشتیم آن را نسبت به ما انجام داد و چقدر كه واقعاً چیز بود و همان طوری كه مرحوم آقا فرمودند تتمّة‌ راهش را هم الحمدلله در آن عالم طی كرد. بمثل هذا فالیعمل العاملون ان اللَه مع الذین اتقواو الذین هم محسنون برای یك همچنین روزی است كه باید آماده بود و حواس راجمع كرد آن روزی كه دیگر بازگشتی ندارد. درست؟! حالا این انبیاء شما نگاه كنید می‌بیند این است قضیة ایشان.

  • اولیاء این است مسئلة ایشان. از كسی طلب ندارند از كسی بستان ندارند، با كسی رابطه ندارند پارتی در كار ایشان نیست روابط در كار ایشان نیست طلب ندارند فقط می‌گویند درست شو، درست شو درست شو همین همین برو درست شو برو ما را هم نگاه نكن. اصلاً تو درست شو با ما هم كاری نداشته باش! اهل دنیا می‌گویند نه ما به درست بشوی تو كار نداریم بیا دنبال ما بیا دنبال ما نماز نخوان نخوان بیا دنبال ما روزه نگیر، نگیر بیا دنبال ما دنبال ما بیا معاویه چه گفت إنّی لَم اُحارّبكم لَتُصّلوا و لالتصوموا ولا تحجوا بل حاربتكم لِأتآمَّرعلیكم فقد فعلت با شما جنگ نكردم كه نماز بخوانید آن علی بود كه برای نماز جنگ می‌كرد من كه علی نیستم این را من دارم می‌گویم دوّمی ‌را زبان حالش را، این زبان حال نشنیدید من هم زبان حال معاویه را دارم میگویم، زبان حالش این است می‌گوید جنگی كه من كردم برای این نبود كه نماز بخوانید نخوانید صد سال نخوانید به نماز شما كار ندارم، ما الآن خوب این حرفها را می‌فهمیم و لا تصوموا روزه نگیرید بگیرید نگیرید به من كاری ندارد این به خودتان مربوط است حج انجام بدهید هیچ من جنگ كردم با شما كه امیر شوم بر شما حكومت كنم الآن هم به آن رسیدم تمام شد و رفت. رسیدم به این حكومت، نماز خواستید بخوانید نخواستید بروید در خانه‌هایتان، روزه می‌خواهید نگیرید از تحت حكومت من بیرون نیایید كه گردنتان زده می‌شود صدایتان دربیاید هزار تا برای شما پرونده درست می‌كنم خیال كردید بل لأتأمر علیكم بر شما امارت كنم فقد فعلت انجام هم دادم. شمشیر دارم می‌زنم صدا هم از كسی نباید دربیاید.