اجر أنبیاء الهی بازشدن راه أفراد بسوی خداوند متعال
13میخواهید نمیخواهید نخواهید این است روش من. امیرالمؤمنین چه میفرماید در جنگ صفین در آن گرداگرد جنگ نمیدانم تنورة جنگ شعله ور شده یكدفعه یكی میآید یا علی من دیشب در نمازم فلان كار را انجام دادم آیا نمازم درست است یا نه حضرت فرمودند حالا یا درست یا غلط مسئلة آن را فرمودند. ابن عباس میگوید این جا جای سؤال كردن است حضرت میفرماید پس ما برای چه جنگ میكنیم؟! ببیند اصلاً دو نقطة مخالف. او میگوید من با شما جنگ كردم نماز به درك، روزه به درك، حّج شما به درك، این میگوید جنگ مگر برای غیر نماز است؟! دو نقطة مقابل ١٨٠ درجه با هم فرق دارد پس راه امیرالمؤمنین چیست؟ راه امیرالمؤمنین راه انبیاء است راه حق است، راه توحید است، راه صدق است، راه نماز است، راه روزه است، راه حّج است، راه تقّرب است، راه اتصّال است، انسان متصّل باشد كه هر چه هست در این اتصّال تحقّق پیدا میكند هر چه باید به انسان برسد در این اتصّال تحقّق پیدا میكند وقتی مرحوم آقا میفرمایند خب بمیرد بهتر است یعنی چه؟ یعنی نمازی كه تو الآن میخوانی نماز غیر متصّل است فایده ندارد روزهای كه داری میگیری آن هم آن هم میفهمد، آن هم رند است، اهل توجّه است، اهل معرفت است به قول امروزیها اهل بخیه است. میفهمد چه خبر است قضیه را میگوید: بمیرم بهتر است تا این كه ولایت قطع بشود این نكته را درك میكند متوجّه میشود حجّی كه داری انجام میدهی آن حج غیرمتصّل همین حجّی كه اینها دارند، انجام میدهد سنیها فلان اینها. البتّه نه حالا غیر معاندینشان ( اینها انشاءاللَه متصّل هستند) به اصطلاح این معاندین ایشان همین ها حج انجام میدهد انگار چوب چوب خشك حركت میكند.
میرود آن حجّی كه حج است حج با ولایت است حجّی كه متصّل به ولایت باشد آن حج حجی است كه جان دارد، برندگی دارد، آدم میبرد انسان را علائق را قطع میكند آن حج حجّی كه متصّل به ولایت است حجی كه نفحة ولایت بر او خورده. حجّی كه شمیم ولایت بر او نشسته این حج حجّی است كه برندگی دارد، قاطعیت دارد، تجرّد میآورد، نورانیت دارد، تعلقّات را قطع میكند توحید را زیاد میكند، عمق دارد. بقیه حجها چوب خشك، بیرون به در و دیوار و دكّان و بازار نگاه میكرد حالا آمده به مسجدالحرام كعبه و نمیدانم دیوار و تفاوت ندارد دوباره میرود بیرون به این نگاه میكند. امیرالمؤمنین این است راهش. راه امیرالمؤمنین راه من یتخذ إلی ربه سبیلا است لذا میگوید جنگ كه میكنم جنگ برای نماز است آن وقت تو میگویی چرا شّكیات نماز وسط جنگ از من میپرسد چرا شكّیات نماز را میپرسد، اینها نكتههایی است كه ما باید از ائمّه یاد بگیریم و نه این كه جنگ كرد و مرهب خیبر را دو نیم كرد و عمر بن عبدود اینها به جای خود این نكتهها نكتههایی است كه باید از علی آموخت.

