اجر أنبیاء الهی بازشدن راه أفراد بسوی خداوند متعال
14امیرالمؤمنین كه شد امیرمؤمنین برای این نكتهها بود نه برای زدن مرهب خیبر این كه یك چهارچوب در سرش میزدی كلّة او میرفت پایین، یك سنگ هم از آن بالا در سرش میزدی صاف میخوابید در زمین، نخیر كسی جرأت نداشت برود به خاطر این كه همه ترسیدند همان ابوبكر در رفت آن عمر رفت و در رفت آن عثمانش رفت و در رفت همة آنها رفتند، شكست خوردند با فضاحت برگشتند و مورد تمسخر یهود واقع شدند، این مسلمانها این دور و بریهای پیغمبر میخندیند به ایشان از آن بالای چیز داشتند به این ها میخندیدند. حضرت فرمودند میخندند لاَءُعِطینَّ رایی غَداً حالا صبر كنید لاعطین رایی غداً راجلاً یحبّ اللَه و رسوله و یحبه اللَه و رسوله كرّار غیرُ فرُار لایرجع حتی یفتح اللَه علیه، فردا رایت و پرچم را دست كسی میدهم این سه تا را دیدید؟ عجیب است این پیغمبر چطوری انتخاب میكرد این راه راه، اوّل ابوبكر، بعد عمر، بعد عثمان اگر یكی همان موقع زرنگ بود متوجّه میشد چه قضایایی در پی است؟ چه قضایایی در پیش است؟! ماشاءاللَه اینها افتخارات اسلام ما هستند، افتخارات اسلام. یكی از یكی از بهتر. فردا علم و پرچم را به دست كسی میدهم كه خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند بر نمیگردد این حمله میكند و پشت نمیكند لذا امیرالمؤمنین هیچ وقت پشت نمیكرد. لذا زره امیرالمؤمنین عقب نداشت چون پشت نمیكرد كه تیری شمشیری بخورد فقط جلو را میبستند زره هم بالاخره سنگین است دیگر اگر قرار بشود پشت هم داشته باشد آدم را اذیت میكند، آدم را گرفتار میكند، حضرت كه نمیخواستند پشت كنند فقط به یك طرف میرفتند لذا فقط قسمت جلوی حضرت زره بود كه آن شمشیر و اینها چیز نكند، كرّار غیر فرّار حمله میكند ولی پشت نمیكند برنمیگردد مگر این كه خدا فتح و ظفر را نصیب او میكند، فردا همه كلّهها را میآوردند بالا خب بابا میگفتی دیروز میرفتی پریروز میرفتی هی كله را بیاور بالا به من بگوید به من بگوید.

