
حقیقت معنای مودّت نسبت به أهل بیت علیهم السلام
حقیقت معنای مودّت نسبت به أهل بیت علیهم السلام
16این بعد از نماز میشود مورد كراهت خدا نه مورد رضای خدا و همین طور فرض كنید كه یك نفر در حال سكوت است. آدم گاهی اوقات ساكت باشد وفكرش همین طور ساكت است و میخواهد همین طور ساكت باشد آن جا هم كراهت دارد كه سلام كند آدم را درمیآورد از آن حال درمیآورد آدم خودش میفهمد یك شخصی همین طوری ساكت است یا این كه دارد به مسئلهای فكر میكند یا در مطلبی دارد غور میكند یا این كه فرض كنید یك نفر مریض است اگر انسان بخواهد برود و سلام كند و اینها، این متوجّه میشود و خجالت میكشد خودش را جمع میكند اینها همه از مواردی است كه كراهت دارد خب برو عقلت را به كار بیانداز باباجان، هر جایی كه آدم نمیآید سلام كند. مصافحه كردن هم جادارد مصافحه این است كه دو مؤمن وقتی به هم میرسند با هم مصافحه كنند و خلاصه احوالپرسی كنند و اینها بسیار خب ولی در موقع نماز كه نگفتند چرا ما میگوییم مصافحه مستحّب است به نحوة استحباب كلّی، استحباب اطلاقی نخیر مصافحه بعد از نماز مورد كراهت است و مورد رضا و امضای شارع نیست یك روایتی البتّه داریم كه رسول خدا در معراج آن جا بعد از نماز شروع كرد به انبیاءكه این قضیه مربوط به عالم مكاشفه است وعالم كشف است و در آنجا ارتباطی به این نماز و به این به اصطلاح عمل ظاهر ندارد و اگر از او بتوانیم استنباط كنیم آن وقت در این صورت آن روایاتی كه دلالت میكند بر عدم فعل منافی با وجود عدم ورود یك همچنین عملی در طول حیات اهل بیت علیهمالسّلام این برای بدعت بودن كفایت میكند.
مستحّب آن چیزی است كه انسان آن را از ناحیة خدا و رسول و ائمّه بیابد نه این كه از خودش اظهار نظر كند و اضافه كند یا كم بكند ما آتاكم الرسّول فخذوه هر چه رسول خدا به شما داد باید بپذیرید و ما نهاكم عنه فانتهوا رسول خدا خدا میتوانست بعد از نماز رو كند به این طرف و آن طرف با عمر و ابوبكر و عبدالرحّمن و سلمان و اینها مصافحه كند آیا ما در روایت داریم كه پیغمبر ده سال در مدینه بود و سیزده سال در مكّه بود آیا پیغمبر بعد از نمازش میآمد با اینها مصافحه كند آیا ائمه بعد از نمازشان مصافحه كنند؟ اصحاب ائمّه در آن زمان به جای تسبیحات حضرت زهرا و ادعیةمأثوره آیا با همدیگر مصافحه میكردند؟ كجا ما داریم میرویم؟ كجا داریم میرویم چرا نباید سیرهای كه از آنها صاف و روشن به دست ما رسیده انجام ندهیم چرا باید تأویل وتوجیه كنیم آخر تا كی باید ما تأویل كنیم تا كی باید هی توجیه كنیم تا كی باید بر خلاف آن چه كه آنها عمل میكردند هی ما از خود اضافه كنیم خب اگر امام صادق مصافحه میكرد روی چشم ما هم الآن مصافحه میكنیم وقتی نكردند چرا از خود اضافه كنیم من نمیدانم این چه دردی است، این چه دردی است، كه ما كاسة داغتر از آش هستیم؟ این یك دردی است دیگر دردی است.
