اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خروج از ظلمات به‌سوی نور به‌واسطۀ تبعیت از اولیای الهی

14436
سال 1432
نسخه عربی

خروج از ظلمات به‌سوی نور به‌واسطۀ تبعیت از اولیای الهی

9
  • این پیغمبر، با این خصوصیت، که صبح تا ظهر، ظهر تا شب، مردم را به خدا دعوت کرد، حقایق را برای مردم بیان کرده بالای منبر رفته خطبه خوانده، مردم را درشان نور ایجاد کرده، شخص می‌آمد پیش پیغمبر، می‌گفت: یا رسول اللَه! ما وقتی که با شما هستیم، اصلا انگار روی زمین نیستیم. احساس نمی‌کنیم که روی زمینیم. انگار در آسمان‌ها داریم پرواز می‌کنیم، وقتی از پیش شما می‌رویم، کم کم وارد کثرات می‌شویم، در ارتباط با مردم و این‌ها، آن حال بالکل از بین می‌رود و حالات دیگر می‌آید. حضرت می‌فرمایند: اگر بر آن حال بمانید که ملکوت آسمان‌ها و زمین را به شما نشان می‌دهند! نشستن پیش پیغمبر اینجوری بود. مردم این احساس را داشتند که خود را در روی زمین احساس نمی‌کردند، در فضا احساس می‌کردند. پیغمبر در عین حال، می‌گوید: حال من گرفته شده! آی خسته شدم! خسته شدم! خسته از چی شدم؟ خسته از توجه ذات به مظاهر ذات! مظاهر نوریه! نه ظلمانیه! این توجه از ذات به مظاهر موجب خستگی پیغمبر است و در نماز می‌خواهد دوباره به آن ذات برگردد. می‌فرماید: أرحنى یا بلال! بیا بلال ما را راحت کن، برگردان به آن توجه به ذات. به آن توجّه به أحدیت و ذات، برویم آن‌جا فقط ذات را ببینیم، مظاهر را همه را بگذاریم کنار برای اهلش. گرچه مظاهر نوریه باشد. گرچه این مظاهر، مظاهر حوریه باشد. گرچه این مظاهر، مظاهرِ مَلَک و ملائک باشد. همه مال شما، ملک را بخشیدیم به خودش و حوری را بخشیدیم به صاحبان حور و ...!

  • من که امروزم، چی می‌فرماید جناب خواجه؟

  • من که امروزم بهشت وصل حاصل می‌شود

  • وعده فردای زاهد را چرا باور کنم؟

  • امروز من در وصلم! امروز در مقام مصاحبت با پروردگار قرار گرفتم! امروز در حریم انس قرار گرفتم! زاهد می‌گوید فردا بیا بهشت بهت حور می‌دهند غلمان می‌دهند، سیب و گلابی و پرتقال، خلاصه آن‌جا برایت در جعبه‌ها آماده کردند. من امروزم، امروز وصل است. امروز ... چرا به هوا و نیت و آرزو و آمال مستقبل و آینده دل خوش کنم؟ اینها هم همین را دارند می‌گویندها! حافظ هم همین را دارد می‌فرماید. پیغمبر، می‌فرماید: أرحنى یا بلال‌. بلال بیا من را راحت کن. وقتی که می‌فرماید بلال بیا من را راحت کن، یعنی مرا به ذات برسان. پس نمازی که پیغمبر می‌خواند، نمازِ عبور از مظاهر ذات است به خود ذات. این همانی است که مرحوم آقا راجع به آقای حداد می‌فرمودند که وقتی که می‌گفت اللَه أکبر، دیگر آقای حدّادی در میان نبود. نبود. و انسان احساس نمی‌کرد کسی دارد می‌گوید الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌ ... این همان است! این همان است.