معیار سنجش حقیقت اعمال
6یک دفعه مشهد مشرف بودم منزل یکی از دوستان، یا ارحام؛ یک شخصی آمده بود اهل علم هم بود، شخص معروف و مشهوری هم هست. آمده بود مشهد. آمده بود منزل او. میگفت که: تلویزیون نداری؟ میگفت نه نداریم! نمیدانم ...
میگفت: پس کجا دارند؟
گفتش که: والا نمیدانم! من اطلاع ندارم.
شامش را خورد و بلند شد رفت. خواست برود تماشا کند از همین بازیهای فوتبال و از این چیزها بوده، خواسته برود تماشا کند.
گفت: ببینم! تو امروز آمدی، زیارت کردی؟
گفت: بابا فوتبال از دست دارد میرود! زیارت را فردا هم میشود کرد!
اهل علم، سید، هفتاد سال هم سنش است! مسجد هم دارد! التفات کردید؟! مردم را هم به راه خدا ارشاد میکند! میگوید امام رضا را فردا هم میشود رفت، فوتبال امشب از دستم میرود! التفات کردید؟!
خب! حالا، ما دیگر تعجب نمیکنیم، وقتی که پیغمبر به عائشه میفرماید: پاره تن من، در جائی به نام طوس، دفن میشود، هر کس او را زیارت کند، ثواب یک حجّ و یک عمره به او داده میشود.
تعجب میکند!
حضرت میفرماید: ثواب دو حج و عمره.
باز تعجب میکند!
ده صد هزار حج و هزار عمره!
تازه بالاترش هم حضرت نفرمود. یا اگر در روایت است بنده نمیدانم. مال کیا هست؟ این آقا بیاید زیارت امام رضا، ثواب هزار حج مقبوله بهش میدهند؟ هان؟ به این آقا! آن ثواب هزار حج مقبوله مال کی است؟ یا اصلا به حساب نمیآید. مال حضرت حداد است! مال مرحوم آقاست. مال علامه طباطباییها ... اینها! اینهایی که ولایت را دریافتند. شنیدم یکی گفته بود ... بله! نعوذباللَه، نعوذباللَه، آدم به کجا میرسد! ازش یکی سؤال کرده بود. از یک نفر، که آقا شما به زیارت امام رضا رفتید؟!
نه! نتوانستیم! فرصت نکردیم، نشد، فلان ...
آقا چی فرصت نشد؟ چند سال است شما همه جا فرصت دارید، چطور فرصت برای این یکی ندارید؟
بعد از ... بالاخره از زیر زبانش درآمد که: بله! یعنی من جرأت [و] جسارت نمیکنم، مطلبی که او گفت را بگویم. خلاصه: رفتن ما به این زیارتها فایدهای برای ما دیگر ندارد! یعنی ما از اینها رد شدیم! از این ...

