پرهیز از افراط و تفریط در مسئله حسن ظن
11وقتی که رفتند بیرون به مرحوم آقا گفتند که از آقای حداد برای من دستور بگیرید مرحوم آقا دستور گرفتند و آقای مطهری طبق دستور آقای حداد عمل میکردند، البته این مربوط به آن موقع بود ولی بعدها مسائلی پیش آمد که یک مقداری فاصله افتاد، یک مقداری فاصله افتاد البته بعد دوباره به شکل دیگری ایشان با مرحوم آقا اتصال پیدا کردند که این طول کشید دیگر تا اواخر زمان حیاتشان، این اتصال برقرار بود.
خب میرود، امتحان میکند و بعد میپذیرد، اما آقای حداد به آقای مطهری میگویند که آقا بلند شو بیا از من اطاعت بکن؟ هیچ وقت یک همچنین حرفی نمیزنند، ولی خدا که نمیآید بگوید بیا از من اطاعت بکن این که غلط است، میگوید برو از امام اطاعت کن، برو از پیغمبر اطاعت کن، برو از حق اطاعت کن، ببین هر کجا که حق است آنجا باش، من نگویم خدمت زاهد گزین یا میفروش، هر که حالَت خوش کند در خدمتش چالاک باش، یا هر که حالت، خوش کند، هر دویش میشود. هر که حالت خوش کند، یا هر که حالت، خوش کند.
این این است، روش اینها اینطوری است، اما خب ما همان موقع مشاهده میکردیم بعضیها میآیند اصلا قبل از این که بخواهند آقا را بشناسند مطالب را، این کیست؟ این کیست برای خودش اینجا آمده و بساط راه انداخته و ...؟ برای چی؟ اصلا میآمدند آنجا، از همین اهل علم غیر اهل علم، برای چی روضه ایشان درست کرده؟ این همه روضه هست دیگر، حالا واجب است؟ ما هم به اینها میگفتیم که آقا کسی شما را دعوت نکرده اینجا بلند شدید آمدید، کسی دعوتتان نکرده دستمال ابریشم هم نفرستاده، نمیخواهی نیایی نیا، روضه گذاشته هر کسی میخواهد بیاید هر کسی نمیخواهد نیاید.
یا آن یکی میآمد میگفت حالا این مجالس درش آن قصد قربت هست؟ آن یکی میآمد، هر کسی میآمد یک چیزی میگفت دیگر، بعضیها هم میآمدند مینشستند و در همان بین الطلوعین استفادهشان را میکردند و فیضشان را میگرفتند و بلند میشدند و میرفتند سر کارشان، افراد مختلف هستند، خدای متعال در اینجا میفرماید انا عند ظن عبدی المومن بی، من همان ارتباطی را با بندهی خودم دارم که بنده با من دارد، تا آن گمان بنده به من چه باشد؟ اگر به من گمان خوب ندارد من هم با او همانطور هستم، اصلا یک امر طرفینی است، این قضیه قضیهی طرفینی است.

