اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرهیز از افراط و تفریط در مسئله حسن ظن

14808
سال 1432

پرهیز از افراط و تفریط در مسئله حسن ظن

16
  • دیگر خون ما که از خون پیغمبر و امام حسین بالاتر نیست. چه بر سر آنها آمد؟ ما باید طبق تکلیف خودمان عمل کنیم و طبق مشیت، خدا در اینجا می‌آید آیاتی را به ما نشان می‌دهد، این آیات، این اشتباه، این خطا، این غلط، این مسئله‌ی خلاف، می‌آید نشان می‌دهد، خدا می‌آید نشان می‌دهد، می‌گوید حالا چشمت را باز کن، تو دلت صاف بود یک، گول خوردی بسیار خب، من هم آمدم به تو آیات خودم را نشان دادم، اینجا دیگر اگر سرت را در برف فرو کنی خودت مقصر هستی، اینجا من بهت می‌گویم که دیگر چشمت درآید، اگر آیات را بهت نشان نمی‌دادم‌ وَ كأَينْ مِنْ آيةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يمُرُّونَ عَلَيها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ‌، وقتی که تو دلت پاک است، دنبال حق می‌گردی، و تو را گول زدند خب من هم می‌آیم در اینجا، وظیفه‌ام این است که می‌آیم آیه را بهت نشان می‌دهم راه را بهت نشان می‌دهم، خلاف را بهت نشان می‌دهم، خطا را بهت نشان می‌دهم، این مخت را یک خرده بگیر دست‌کاری کن، اینقدر آکبند نگهش داشتی بس است دیگر بابا، حیف است، یک خرده این را دست‌کاری کن، این سلولها و اینها را به کار بینداز، ماشاللَه همه آکبند. یک خرده به کار بینداز تا بفهمی که چی در مقابلت هست؟ دل و دین را به که سپردی؟ راهت را از که گرفتی؟ و مسیرت را از چی داری‌ اتخاذ می‌کنی؟ ها؟ این را به کار بینداز. این کله را. این تو خدا سلول گذاشته، گچ نگذاشته این تو، سیمان اینجا نیست، سلول است، این را به کار بینداز، این یمرون علیها این است و کاین من آیة.

  • وقتی که آدم می‌فهمد عجب، عجب، پس قضیه اینطور بوده ما نمی‌دانستیم، عجب، ما نمی‌فهمیدیم عجب، جور دیگر به ما گفته بودند عجب، این عجب، عجب، این چیست؟ هی می‌آید، هی موضع شخص را تصحیح می‌کند، حالا اگر نه! در عین حال سرمان را در برف کردیم توجیه کردیم، تاویل کردیم هی آمدیم گفتیم نه! ما چه می‌دانیم بالاخره حالا معلوم نیست که درست باشد؟ حالا اینطور، بالاخره آقا مگر می‌شود این همه؟ مگر می‌شود این همه خلاف کنند؟ مگر می‌شود؟ نگاه کنید ببینید چه افرادی چه می‌کنند و چه می‌کنند.