پرهیز از افراط و تفریط در مسئله حسن ظن
10اگر امکان داشته باشد سلمان به ولایت نرسیده است، کسی که به ولایت میرسد اختلاف معنا ندارد، بله ممکن است در بعضی از اوقات خود امام علیه السلام کلام مختلف بگوید، آن اشکال ندارد، انسان در یک واقعه یک جور بگوید در یک واقعهی دیگر یک جور دیگر بگوید خب آن اشکال ندارد به دواعی متعدده، ولی در واقعهی واحد عرض کردم دیشب موضوع واحد مخاطب واحد، امکان ندارد بین کلام ولی و بین کلام معصوم اختلاف باشد، پس همان حجتی که برای انسان در کلام معصوم هست همان حجت هم برای انسان در کلام سلمان است، منتهی اینها که نمیآمدند بگویند بیایید از ما حرف بشنوید سلمان که نمیگفت بیا از من حرف بشنو، شنونده و مخاطب باید عاقل باشد.
آقای حداد که نمیآمدند به افراد بگویند بیایید از من اطاعت کنید، چرا؟ چون اینها اهل دعوت نیستند، اینها اهل ادعا نیستند، ولی این را میگفتند که آقا چشمت را باز کن، عقلت را باز کن، فهمت را باز کن هر جا حق را دیدی برو اطاعت کن، این را که بلد بودند این که اشکال ندارد، برو اطاعت کن، این هم دلیلش و این هم برهانش، مرحوم آقا به آقای مطهری چی گفتند؟ گفتند که آقا در آن شک داری؟ خب بلند شو برو امتحان کن، بنده بودم، خودم در آن موقع در منزل بودم که آقای مطهری آمدند خدا رحمتش کند آمدند در آنجا و به اتفاق آقای حداد رفتند در پشت بام، یک ساعت و خردهای هم در بالا بودند، عصر بود، وقتی آمدند بیرون چهرهی آقای مطهری اصلا میدرخشید، اینقدر! خیلی عجیب! و رو کردند به مرحوم آقا و گفتند این سید محیی است، محیی است! خب تا این چیزی را نمیدید که نمیگفت محیی است، یک چیزی دیده دیگر، یک فهمی در اینجا، یک ادراکی در اینجا، یک شعوری در اینجا، یک معرفتی در اینجا پیدا شده، که دارد میگوید این سید محیی است.

